English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

هرزنوشتی دیگر

پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۰

دلم می‌خواست بنویسم ولی چیزی به ذهنم نمی‌رسید. دستامو گذاشتم پشت سرم و لم دادم به صندلیم. با صدای بلندی جرجر کرد. موضوع خوبیه، از قدیم گفتن «اوجوزلو اتین شورباسی اولماز» به جای اون‌یکی که بهتر بود اینو گرفتم که ارزون‌تر بود. حالا همیشه باید صداش رو تحمل کنم.
مصرف سیگار رو کم کردم. روزی نصف بسته. هوا خیلی گرمه. جمع کنیم بریم قطب شمال کم‌کم.
دومین وبلاگ رو تمدید کردم. دوبرابر قیمت سال پیش. خیلی شیک. خیلی مجلسی.
امروز تولد پروین اعتصامی هم هست. یاد شعر «مست و هشیار»ش افتادم.

هر بار بیشتر سقوط می‌کنم دورتر از سطوحی
که به گذر گام های سربازان مجازات شده‌اند
دورتر از آن شیرین زبانانی که به شانه‌های من تکیه می‌دهند
و می‌خواهند جلویم را بگیرند انگار که تکه زمینی درحال رانش باشم
خونم را کنار تنم می‌بینم که به سان گردبادی منجمد کننده فرو می‌افتد
و این زبان این گلو که آماده است
که خاموش کند صدای آن قطره آبی را که می‌توان شنید
درهر وداعی این زبان و این گلو که جهان را چنین برایم ملال‌انگیز کرده‌اند
کاش بی‌برزبان آوردن کلامی می‌رفتند
آن پایین گمشده در نوری که مرا چون لاشه‌های دیگر در میان گورها می‌پذیرد
کنار خطر نام‌هایی که به غبار بدل می‌شوند با اندوه دور آنان که نمی توانند از سفرهایشان بگویند
در چپ و راست آنان که بی‌اندازه تنهایند
در انتظارت می‌مانم.

رافائل آلبرتی | ترجمه فرشته وزیری‌نسب

برچسب‌ها: | ۳ دیدگاه

تائو

دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۹۰

تائو به معنای راه و فضیلت است. راهی که پیروان این آیین باید در آن حرکت کنند. به عبارتی درست اندیشیدن و یا اصلاً نیاندیشیدن است. تائوئیست‌ها اعتقاد دارند که«تفکر فقط در مباحث بکار می‌رود و بی‌ارزش است. تفکر قبل از هر سودی دارای زیان است. آن‌ها اعتقاد دارند که برای راه درست زندگی باید عقل را طرد کرد. به همین دلیل آن را حقیر دانسته و می‌گویند”انسان باید به سادگی و گوشه‌گیری و غرق شدن در طبیعت بپردازد”. آن‌ها می‌گویند دانش فضیلت نیست بلکه هر چه علم بیشتر شود برشمار اراذل افزوده می‌شود. دانش از خرد به دور است و میان یک خردمند و عارف دانشمند تفاوت زیادی وجود دارد. بدترین حکومت از نظر تائوئیست‌ها حکومت فلاسفه‌است. فیلسوفان در سایه پندارهای خود جریان طبیعی را به شکلی مسخ شده مطرح می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: فیلسوفان کارشان سخن‌آوری و پندار سازی است و این ناتوانی آنها را می‌رساند. آن‌ها می‌گویند: روشنفکر دولت و حکومت را به خطر می‌اندازد، زیرا در قالب و مقررات سخن می‌گوید. اما در مقابل افراد ساده دل که در امور شخصی خود لذت کار مقرون به آزادی را دریافته‌است، اگر به قدرت برسد برای جامعه خطر کمتری نسبت به روشنفکر و فیلسوف دارد. زیرا ساده دل می‌داند که قانون خطرناک است و قبل از هر فایده‌ای ضرر دارد. پس چنین فرمانده ساده‌دلی تا می‌تواند در زندگی مردم کمتر پیچیدگی ایجاد می‌کند. و آن‌ها را به حیات ساده که مطابق طبیعت است سوق می‌دهد.تائوتیست‌ها کتابت را امری اهریمنی و مایه پریشانی می‌دانند. آن‌ها اعتقاد دارند که نوآوری همیشه به ثروت ثروتمندان و زور زورمندان می‌افزاید. بنابراین به کتابت و صنعت توجه‌ای ندارند. داد و ستد را در حد روستاها قبول دارند.

تائو

برچسب‌ها: | یک دیدگاه

چگونه اکانت فیسبوک را حذف کنیم؟

جمعه، ۲۰ آبان ۱۳۹۰

در ابتدا به خاطر داشته باشید که دو راه برای حذف حساب کاربری شما در فیس بوک وجود دارد. حذف موقتی و حذف دائمی یا همیشگی.

در حذف موقتی حساب کاربری، تمامی اطلاعات شما به طور کامل و دست نخورده نگه داری خواهند شد و هر زمانی که مایل باشید میتوانید مجددا” اکانت خود را فعال کرده و فعالیت‌های خود رو از سر بگیرید.

اما در حذف دائمی حساب کاربری، تمامی اطلاعات شما برای همیشه از فیس‌بوک حذف خواهند شد و شما هیچ وقت قادر به بازگردانی اطلاعات نخواهید شد. البته میتوانید قبل از حذف اکانت، مجموعه اطلاعات خود را به صورت فایل فشرده پس از چند ساعت از درخواست، دریافت نمایید.

آموزش حذف موقتی اکانت فیس بوک:
۱. وارد حساب کاربری خود شده و در گوشه سمت راست و بالا برروی Account کلیک کنید و در منوی باز شده Account Settings را انتخاب کنید.
۲. در سمت چپ، وارد برگه Security شده و در پایین صفحه بر روی عبارت  Deactivate your account کلیک کنید.
– در حرکتی جالب، فیس بوک با نمایش عکسهایی از دوستانتان آخرین تلاشش را بکار خواهد گرفت تا شمارا از تصمیم ترک فبس بوک منصرف کند.
۳. در صفحه جدید سوالی درمورد علت حذف اکانت از شما پرسیده خواهد شد. یکی از پاسخ ها را انتخاب و تیک گزینه Email opt out را نیز برای عدم دریافت ایمیل از طرف فیس بوک بزنید. سپس بر روی عبارت Confirm کلیک کنید.
۴. پایان؛ حساب کاربری شما به طور کامل بسته شده و البته در صورت تمایل به بازگردانی حسابتان، تنها کافیست مجددا با ایمیل اصلی خود وارد حساب کاربری شوید.

آموزش حذف دائمی اکانت فیس بوک:
توجه: با استفاده از روش زیر، حساب کاربری شما و تمامی اطلاعات اعم از عکسها، یادداشت ها و… به طور کامل و برای همیشه از فیس بوک حذف خواهد شد.
۱. تنها کافیست به این لینک بروید سپس بر روی گزینه Delete My Account کلیک کنید. تا ساعاتی دیگر ایمیل فیسبوک مبنی بر حذف کامل حساب کاربری خود را دریافت خواهید کرد.

پی‌نوشت‌ها:
– پیسنهاد میشود قبل از حذف حساب در هر دو حالت، کپی تمامی اطلاعات خود را دریافت نمایید. برای اینکار به صفحه Account Settings رفته و در پایین صفحه بر روی عبارت Download a copy of your Facebook data. کلیک کنید. تمامی اطلاعاتتان بصورت آرشیو شده پس از چند ساعت به ایمیل شما ارسال میشود.

– با بسته شدن اکانت شما، ایمیل تحت فیس بوک نیز بسته خواهد شد و در حالت حذف دائمی، به هیچ وجه امکان بازگردانی آن وجود نخواهد داشت.

این نوشته در دوشنبه، ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲ به خاطر تغییرات فیسبوک ویرایش و اصلاح شد.

ایستگاه آخر

پنجشنبه، ۳۱ شهریور ۱۳۹۰

تفکر تا یه‌جایی راحت هست. جایی که کسی قبل از تو فکر کرده و تو صرفا به افکار اون فکر می‌کنی. ولی بعضی وقتا می‌رسی به یه جایی که کسی قبل از تو در اون موضوع فکر نکرده. یا اگه فکر کرده هم به نتیجه‌ای نرسیده. اونجایی که می‌فهمی تنهایی، هیچ‌کسی نیست که ازش کمک بگیری. شبیه وقتی که رو قله‌ی کوه وایستادی ولی بازم می‌خوای بری بالاتر.

ندانی که همگان را به چه کس از همه بیش نیاز است؟ به آن کس که فرمان به کارهای بزرگ دهد. به انجام رساندن کارهای بزرگ دشوار است. اما دشوارتر از آن، فرمان دادن به کارهای بزرگ است. نابخشودنی‌ترین چیز در تو این است که قدرت داری و فرمان نمی خواهی راند.
– نیچه

 

 

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

داستان انتقالی دانشگاه

دوشنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۰

عرض کنم خدمت‌تون که من ترم اول دانشگاه رو تو یه شهرستانی خوندم که حتی علاقه ندارم اسمش رو هم بیارم. قرار بود بعد از اون ترم انتقالی بگیرم (درواقع انتقالی بدن) و برگردم تبریز. اما وقتی زمان موعود رسید فهمیدم آخر صف هستم.
چه کنیم و چه نکنیم و چه خاکی به سر معاون دانشگاه بریزیم که یکی از آشنایان یه راه روشن تو افق (!) بهم نشون داد.
اون تو دانشگاهی بود که من می‌خواستم بهش انتقالی بگیرم ولی قصد ادامه تحصیل نداشت. پیشنهاد داد جابجایی کنیم و اون بره دانشگاهی که تو شهرستان هست و من برم تو دانشگاه ایشون.
بعد از کلی کاغذبازی و هزینه‌ی های مسخره و اضافی و رفت‌آمدهای الکی (هر رفت‌وآمد بیشتر از ۲۰۰ کیلومتر بود) و جنگ اعصاب بالاخره کارهای جابجایی تموم شد و الان تو دانشگاه جدید هستم.

دانشگاه جدید رو خیلی دوست دارم. فقط ۱۰ دقیقه با خونه فاصله داره. مقایسه کنین با قبلی که بیشتر از دو ساعت طول می‌کشید برسم بهش. علاوه بر اون اینجا همه‌چی سر جاش هست. همین الان که داشتم این پست رو می‌نوشتم زنگ زدن بیا برای انتخاب واحد. خیلی خوشحالم.

برچسب‌ها: | یک دیدگاه

دلتنگی به وقت تبریز

یکشنبه، ۲۰ شهریور ۱۳۹۰

بعضی وقتا آدم دلش تنگ میشه. نه کتاب حالش رو عوض می‌کنه نه یه بحث علمی. نه خوابیدن. نه چایی و قهوه. نه با یه دوست قدیمی قدم زدن. هیچی. هیچی حالت رو عوض نمی‌کنه.
عذاب می‌کشه. میزنه بیرون و شروع می‌کنه به قدم زدن. از این سر شهر تا اون سر شهر. حال و هوا همون حال و هواست. یه سیگار روشن می‌کنه، دیگه این باید جواب بده. اما بازم تاثیری نداره. همچنان دلتنگه. هیچی نمی‌تونه تغییری ایجاد کنه. خسته‌ست. دلتنگه و دلتنگ باقی خواهد موند. دیگه هیچی نمی‌تونه این حال و هوا رو عوض کنه.

اندر گواهینامه

پنجشنبه، ۳ شهریور ۱۳۹۰

از اول تابستون شروع کردم به گرفتن گواهینامه. ماه سومش تموم شده و تازه دارم به یه جاهایی می‌رسم. وقتی بالاخره وقت امتحان علائم رسید اونقد تو راه آفتاب زد به کتابی که داشتم می‌خوندم نور چشمام از بین رفت :d و درنتیجه -> رد شدم.
بار دوم که هفته‌ی بعدش بود یکم دیر رسیدم و در نتیجه -> امتحان ندادم.
بار سوم بالاخره تونستم با امتیاز ۳۰ (کامل) از امتحان علائم قبول بشم.

۲۸ اوت ۲۰۱۱
امروز کلاس‌های عملی شروع شد. جلسه اول صبح اول وقت مربی می‌گه دنده رو بذار رو یک، آروم پاتو از کلاج بردار و هم‌زمان گاز رو فشار بده، جملش تموم نشده بود که دید من دارم تو دنده ۳ میرم خیلی خسته‌طور.
گفت تو دیگه نیا کلاس فقط جلسه آخر بیا یه مرور کنیم بعد برو برای امتحان اصلی.

۲ اکتبر ۲۰۱۱
امروز موفق شدم تو امتحان شهری گواهینامه که برای بار دوم شرکت می‌کردم قبول بشم. بار اول اولین نفر بودن تو گروه و استرس رانندگی تو حضور افسر کار خودش رو کرد و رد شدم.
امیدوارم تا دو هفته‌ی دیگه گواهینامه‌م برسه.
هر چند لحظه‌ی آخر یه برگ تعهد ازمون گرفتن که خلاصه‌ش می‌شد «حق ندارید رانندگی کنید تا یک‌سال، در غیر این صورت گواهینامه باطل هست»
حالا یه‌مقدار اغراق‌آمیز بود ولی واقعا چیزی شبیه به همین بود.
منم که از سال‌ها پیش بدون گواهینامه رانندگی می‌کردم لبخندی زده و امضا کردم 🙂

انتخاب

دوشنبه، ۹ خرداد ۱۳۹۰

یه موزیکی دارم تو گوشیم، میخوام همونو تو پی‌سی هم داشته باشم.
دوتا راه حل داریم:

۱. گوشی رو وصل کنیم به کامپیوتر. آهنگ رو پیدا کنیم و انتقالش بدیم به پی‌سی.
۲. دانلودش کنیم.

و البته که من راه دوم رو انتخاب کردم.

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

درباب تفاوت انسان و حیوان

پنجشنبه، ۵ خرداد ۱۳۹۰

بنظرم چیزی که انسان‌ها رو از حیوان‌ها جدا می‌کنه نه هوش نه تفکر نه قدرت انتخاب بلکه پرسیدن «چرا؟» هست.
تا وقتی انسان انسان هست که دنبال دلیل باشه. اگه سرش رو انداخت پایین و قبول کرد، دیگه انسان نیست.

مرشد و مارگریتا

پنجشنبه، ۱۸ فروردین ۱۳۹۰

امروز دوست عزیزم کتاب مرشد و مارگریتا بهم هدیه داد. اونطور که تعریفش رو شندیم کتاب خیلی جالبیه و البته سنگین که احتمالا به این زودی‌ها تموم نمیشه خوندنش.

Nazar Amulet