English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Pen Coffee Cup

که چی؟

دوشنبه، ۷ اسفند ۱۳۹۱

با سوال «که چی؟» میشه ازل تا ابد رو به چالش کشید.
و با «نگاهی تمسخرآمیز» همین سوال «که چی؟» رو.

Hate to love and love to hate My world, my life contaminate
Lost in a thought, destiny sublime All this decaying a waste of time
I’ve stored the one, the one I knew Can’t see you through this, burying you
Lost in a world of self-abuse Emotional ties, unhinged from you
Walk through the world full of rage Throw away the book or turn the page
Here in my heart, hidden by my face Be like I’m trapped inside a cage

Misconstrue by Blue Stahli

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

مشکلات‌تون رو برای خودتون نگه دارید

یکشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۹۱

بر خلاف تصور عموم، هر کسی به اندازه توان و گاها بیش از اون، مشکلات خودش رو داره و درگیر اونها هست. در حقیقت هیچ کس مشتاق شنیدن ناله های شما از مشکلات خودتون نیست. زمانی که برای صرف گفتن مشکلات‌تون هدر می‌دید رو صرف فکرکردن به نحوه‌ی حل‌شون کنید. هم قدمی هرچند کوچیک هست برای رفع‌شون هم ذهن اطرافیان‌تون در آرامش باقی می‌مونه هم خودتون اطلاعات نقاط ضعف‌تون رو از بقیه پنهان نگه می‌دارید. برد برد برد.

برچسب‌ها: | یک دیدگاه

آرزو کردن، هنجار، قهوه و اینطور چیزها

یکشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۹۱

تفاوت هست بین اینکه به آرزوت نرسیده باشی و اینکه بدونی هیچ وقت به آرزوهات نمیرسی.

تو زندگی هیچ‌وقت بر اساس چیزی که هستین شناخته نمیشین. همه شما رو بر اساس کارهایی که کردین میشناسن. شاید حتی خودتون. این یه‌جورایی بده ولی غیرقابل اجتنابه.

قهوه مهارت‌های تحلیلی ما را افزایش می‌دهد؛ در حالی‌که چای خصلتی آشتی‌جویانه دارد و خود را با جهان وفق می‌دهد. برای همین نیز رنگ‌های گوناگونی دارد تا وفق دادن را آسان‌تر کند. اما قهوه‌ی خوب همیشه فقط و فقط سیاه است.
– بودو کیرش‌هوف، نویسنده آلمانی

بهرحال‌ها

چهارشنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۹۱

مغز خیلی وقت ها اجازه نمیده منطقا بشه فهمید کی درست میگه کی غلط. مثلا توی یه بحثی، اگه شما محور فکری خاصی داشته باشین، در نهایت، هر جملاتی رو هم که رد و بدل کرده باشین، بازم میرسین به محور فکری و نتیجه مد نظر خودتون. یه راه خیلی خوب برای جلوگیری ازاین، شمردن تعداد شکستها در طول بحث هست.
مثلا اگه توی بحثی بیش از ۵-۴ بار از کلمه «بهرحال» استفاده کردین، احتمالا حرف شما درست نیست و صرفا بخاطر محوری فکریتون دارین فکر میکنین درست میگین.

برچسب‌ها: | ۴ دیدگاه

مردشناسی سوسک‌محور

شنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۱

یکی از دوستام توییت کرده که:
«ور منطقی ذهنم میگه، پسرا هم حق دارن از سوسک بترسن؛ اما و دیگه ی ذهنم اینو نمی‌پذیره»
مرد بودن، الزام خاص بودن و یا غیر عادی بودن نیست، یه چیزی شبیه به اجباره.
فرض کنید تو اتوبان هستید و میبینید جلوتر تصادف شده، هر دو راننده رخمی شدن و در حال مرگن. وقتی پیاده میشین و میبینین که آدمای زیادی اونجا هستن، احتمال اینکه برین و بهشون کمک کنین یه چیزی نزدیک صفره. یه علت روانشناسی داره که وبلاگ یک پزشک در موردش قبلا نوشته.
ولی اگه در اون لحظه تنها باشین، منهای حالتی که مشکل روانی داشته باشین، با نهایت توان‌تون سعی می‌کنین اونها رو نجات بدین.
بنظرم،
زندگی هم همینطوره، وقتی شما میدونین که کسی هست که اون سوسک رو بکشه، میتونین با خیال راحت ازش بترسین.
ولی وقتی ببینین یه کسی دیگه‌ای داره از اون سوسک می‌ترسه، و تنها کسی که میتونه اون ترس رو برطرف کنه، شمایین، حتی فرصت فکر کردن به ترس یا چندش یا هر چیز دیگه‌ای رو هم پیدا نمیکنین.
مثال سوسک به خاطر استارت فکری بود، تو حالت کلی تر شامل همه چیز میشه.

مرتبط:
سوسک

برچسب‌ها: ، | ۲ دیدگاه

پارادوکس متفاوت بودن

پنجشنبه، ۵ بهمن ۱۳۹۱

پارادوکس تلاش برای متفاوت بودن و درک اینکه تمامی این تلاش‌ها برای عادی بودن بوده است.

مثل کسانی که تفاوت ها رو ایجاد کردن و برای از بین بردنش تلاش میکنند. 

من متحیر اونایی هستم که دارن تلاش میکنن متفاوت باشن. بعد از یه مدتی میفهمین اینهمه رنج و تلاشی که برای متفاوت بودن بخرج دادین، فقط برای عادی بودنتون بوده. تازه میرسین به نقطه صفر.

متفاوت بودن را دوست دارم و آدمهای متفاوت را ، متفاوت بودن عجیب بودن نیست، جرأت «خود» بودن است.
– Alein

نمک گندیده

چهارشنبه، ۴ بهمن ۱۳۹۱

اصولا زندگیم بدنبال اینه که هرچی بدست میارم و هر اتفاقی می‌افته مطلقا تصادفی باشه.
منم اصولا بدنبال اینم هرچی بدست میارم نتیجه مستقیم خواست و اراده خودم باشه.
تنها حالتی که ممکنه به این خواسته برسم اینه که با هیچ منطقی امکان بهم خوردن اون خواسته نباشه.
و این الان دقیقا علت گندیدن نمکه.

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

یلدای سیاه

جمعه، ۱ دی ۱۳۹۱

یلدای امسال برای من سیاه‌تر از این نمی‌تونست باشه. پدربزرگ عزیزم فوت کرد و چنان مریض شدم که حتی نتونستم تو مراسم تدفینش شرکت کنم. خیلی بهم‌ریخته‌م.

 

برچسب‌ها: | ۴ دیدگاه

حرف راست جواب ندارد

چهارشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۱

اینکه میگن حرف راست جواب نداره یعنی جواب‌های ما صرفا به خاطر رد کردن حرف طرف مقابله؟ اگه طرف حرفش راست باشه دیگه جوابی نمی‌دیم؟

برچسب‌ها: | یک دیدگاه

پارادوکس خواب

سه شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۹۱

کسی که خودش رو بخواب زده رو میشه بیدار کرد ولی کسی که واقعا خوابیده رو نه.

برچسب‌ها: | ۵ دیدگاه
Nazar Amulet