English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

گفتگوی علی سخاوتی، نفیسه و من در پادکست فنامنا، ۲۷ آبان ۱۳۹۷

دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۷

علی سخاوتی یکی از تاثیرگذارترین انسان‌های زندگی من هست. وبلاگ و پادکست‌های سابقش در بخش‌های زیادی از زندگی من تاثیر گذاشتن و باعث شدن بتونم از گردنه‌های مهمی در زندگیم به سلامتی عبور کنم. متاسفانه امکان حضور در پادکست اول ایشون «گپ با علی سخاوتی» برای من وجود نداشت و حسرتش همواره درون من باقی مونده بود. پادکست «۸۲۲» مونولوگ بود و جدا از اینکه امکان صحبت شخص دیگه‌ای درونش نبود همزمان بود با ایام سربازی من و پادکست سوم‌شون «به راه بادیه» هم باز به شکل مونولوگ تولید میشد تا اینکه بالاخره پادکست جدیدی شروع کردن به نام «فنامنا» و بالاخره این فرصت بزرگ به‌وجود اومد که بتونم با ایشون هم‌صحبت بشم.

این پادکست گفتگویی هست در مورد تجربه‌های انسانی و دست‌اول افراد مختلف که معمولا حول محور چیزهایی در جریانه که درموردشون صحبت نمیشه یا اگر هم صحبت بشه عموم مردم از صحبت درموردشون فراری هستن. از کسانی که خودشون رو متعلق به هیچ جامعه‌ای و گروهی نمی‌دونن دعوت می‌کنم صحبت‌های ما در اپیزود دوم (و البته اپیزودهای قبلی و بعدی در آینده) رو گوش بدند. امیدوارم مثل من ازش لذت ببرید.

برای شنیدن این پادکست می‌تونید کلمه «فنامنا» در اپ پادکست‌تون رو جستجو کنید یا از لینک‌های زیر استفاده کنید:

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

برچسب‌ها: ،

تاملی در ماهیت حرف‌زدن

سه شنبه، ۸ آبان ۱۳۹۷

من برای مدت‌های طولانی فکر می‌کردم حرف‌زدن ابزاریه برای خالی کردن درون. چیزی که با اون میشه افکارت رو بیرون بریزی و از فشارشون به مغزت کاهش بدی.

بعد از مدت‌ها تعقیب ردپای چیزی که سایه‌ش همه‌ی روابط من تحت الشعاع قرار داده بود و در حال تخریب‌شون بود رسیدم به همین مسئله. حرف‌زدن برای خالی کردن ذهن. شاید این مسئله هیچ وقت برام روشن نمی‌شد اگه دوستان عزیزی دل به دریا نمی‌زدن و علت ناراحتی‌شون از من رو بهم نمی‌گفتن.

ظاهرن مسئله‌ی ساده‌ای هست. خیلیا این رو از اول می‌دونستن. ولی بازم درونگرایی و شرایطی که در اون بزرگ شدم باعث شده بود یه نکته حیاتی برقراری روابط اجتماعی برام گنگ باشه.

شاید حقیقتِ حرف‌زدن همین باشه. خالی کردن ذهن ولی واقعیت چیز دیگه‌ای هست. حرف زدن ابزار برقراری ارتباط هست. ابزار انتقال مضمون از شخصی به شخص دیگه. نه بیرون ریختنش بدون اینکه بدونی چه تاثیری خواهد داشت. هر کلمه و جمله‌ای که از دهن خارج میشه برای دیگران ملاکی هست برای شناخت طرز فکر و شخصیت تو. بدیهی هست که بی‌توجهی به این کلمات چیزی جز طرز فکر و شخصیت تو رو برای دیگران نمایش می‌ده و اونجایی که به خودت میگی من که اینطوری نیستم چرا بقیه فکر می‌کنن اینطوری‌ام جوابش برمی‌گرده به همین مسئله.

 

برچسب‌ها:

بیست‌ونهم اکتبر ۲۰۱۸، آنکارا

دوشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۷

بله درست خوندید، آنکارا.

در طول دو ماه گذشته به‌قدری اتفاقات زیاد گوار و ناگواری افتاد که حتی فرصت نکردم درموردشون بنویسم. دسترسی نداشتن به کیبرد مناسب هم بی‌تاثیر نبود البته. بعد از کش و قوص‌های فراوان توی شرکت بالاخره تصمیم‌شون برای ادامه‌ندادن پروژه قطعی شد و من بیکار شدم. اون هم بعد از همه‌ی سرمایه‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی که اونجا کرده بودم. این مسئله به حد کافی پانیک‌زا بود ولی در کنار اون مسافرت پدرمادرم به استانبول هم آخرین انرژیم رو گرفت و عملا متوقف شدم.

چه می‌شد کرد؟ شروع از صفر. اپلای‌ها پشت سرهم شروع شد و همون شب از آنکارا پیشنهاد کار گرفتم. بعد از بدرقه خانواده یک روز بعد همه‌ی وسایلم که یه چمدان و دوتا کیف بیشتر نبود رو جمع کردم و راهی آنکارا شدم. دو شب اول توی هتل بودم تا روز سوم تونستم یه خونه مناسب (و چند برابر بهتر از آپارتمان قبلیم) اجاره کنم. مذاکرات با شرکت هم به نتیجه رسید و نهایتا قرار شد از ۲۹ اکتبر که امروز باشه کارم رو شروع کنم.

جزئیات زیادی اتفاق افتاده توی این مدت. از مردی‌ها و نامردی‌ها بگیرید تا رسیدن ویزام و بالاخره آزادی عمل کامل برای زندگی توی ترکیه. تو روزهای آینده سعی می‌کنم مهمترهاشون رو بنویسم باز.

 

چرا انسان‌ها گشاد می‌شوند؟

شنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۹۷

نظر به اینکه گشادی یکی از اصلی‌ترین مشکلات بشریت هست در حال حاضر، با توجه به تغییراتی که در این فاکتور من بوجود اومده تصمیم گرفتم تجربیات و نظرم رو باهاتون به اشتراک بذارم. با یه مثال از گذشته شروع می‌کنم.
در گذشته بقا شرط اول و محرک هر حرکتی در زندگی (و در جلوگیری از گشادی) بود. شما برای زنده موندن نیاز به سرپناه داشتید تا زیر برف و بارون نمونید و همچنین شب وسط خواب ناز یه حیوون درنده رهسپارتون نکنه به دیار باقی. در نتیجه خودآگاه و ناخودآگاه‌تون هردو می‌دونستن که امشب سرپناهه رو پیدا کردی کردی نکردی فاتحه‌ت رو بخون بعد بخواب. نکته اول.
همچنین در گذشته شما غذا رو به وسیله شکار یا کشاورزی بدست می‌آوردید و پولی نبود که بهتون ارث برسه یا جمع‌کرده‌باشید و الان برید رستوران یا سفارش بدید بیاد دم خونه‌تون. این نکته دوم.
نکته سوم هم گروهی بودن که به دلیل کمبود برخی از مواد شیمیایی در مغزشون کلا دچار بی‌تحرکی بودن و این افراد همون اول دار فانی رو وداع می‌گفتن و به سن بزرگسالی نمی‌رسیدن که این مشکل باهاشون همراه باشه پس فرض‌مون این هست که این گروه وجود ندارند.

مغز درک می‌کرد که نکته اول و دوم پیش‌نیاز بقا و تولیدمثل هست. پس شما همواره قلقک داده می‌شدید که کارهای لازم برای رفع این دو نیاز رو انجام بدید و تقریبا همیشه درحال حرکت بودید.

برمی‌گردیم به عصر حاضر،
شما احتمالا در خونه پدری ساکن هستید و نیاز اول خودبه‌خود برطرف شده. نیاز دوم هم باز از جیب پدر یا ارث و میراث یا پس‌انداز باز حل میشه و شما می‌تونید تقریبا مطمئن باشید که اگه تا ماه‌ها کار نکنید جایی دارید برای خوابیدن و غذایی دارید برای خوردن. در نتیجه چه اتفاقی میافته؟ مغز ترمز دستی رو می‌کشه و میگه این دوتا که هست حالا چه اصراریه برای کار کردن و تلاش کردن؟ پس ماهیچه‌های تحتانی رو شل می‌کنه و شما دچار مشکل گشادی می‌شید. چرا؟ چون هیچ نیاز حیاتی برای کارکردن ندارید.

در این شرایط شما برای رفع گشادی نیاز به محرک دارید. محرک اولی که به ذهن می‌رسه جدایی از خانواده و مستقل شدن هست که خب این همون اتفاقی بود که برای من افتاد و کسی که بطور بحرانی با مشکل گشادی درگیر بود الان روزی ۹ ساعت سرکار داره کد می‌زنه و تو خونه هم داره روی کاغذ راه‌حل‌هایی که ممکنه فردا باگ‌ها رو حل کنه رو می‌نویسه. چرا؟ چون اگه حقوق یک‌ماه واریز نشه بطور کامل شکست می‌خورم و میشم یه کارتن‌خواب. اونم تو یه کشور غریبه.

محرک‌های بعدی چیزهایی هستند مثل حسادت. یا کل‌کل. من افرادی رو می‌شناسم که صرفا بخاطر اینکه حال یه کسی رو تو یه بیزنسی بگیرن دوسال زمان گذاشتن و بیزنس اون شخص رو بطور کامل از دستش درآوردن. در مورد حسادت هم بی‌توجه به بار معنایی منفیش، باعث میشه به خودت بگی چرا فلانی فلان‌چیز رو داره؟ منم میخوام اون چیز رو داشته باشم و درنتیجه شروع می‌کنی به حرکت کردن برای بدست آوردن اون چیز.

برای نتیجه‌گیری، اگه با مشکل گشادی درگیر هستید، تخریب خلاق تنها گزینه شما هست برای رهایی. هرچیزی که دارید رو از بین ببرید و خودتون رو مجبور کنید به تحرک. بعد از یه مدت کار به جایی می‌رسه که نیم ساعت کاری نکردن در روز تبدیل میشه به یه چیز استرس‌زا و عذاب‌آور.

مرتبط:
گشادان جهان متحد شوید
آرش میلانی: انجام کارها به روش انسان غارنشین
علی سخاوتی: گشادی درد بی‌درمان گشادی

برچسب‌ها:
Nazar Amulet