English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Pen Coffee Cup

هفدهم مارس ۲۰۱۹، آنکارا

یکشنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۷

دیروز عصر تصمیم گرفتم قبل اینکه بطور کامل در افسردگی غرق بشم آخرین تلاش‌هام رو بکنم و کمی حس و حالم رو تغییر بدم. از سه مشکل بوجود اومده یکیش رو سپردم به سرنوشت، دومی رو فراموش کردم و سومی و اصلی رو با ول کردن دور زدم. حس و حالم کاملا عالی نیست ولی خیلی بهتر از دیروز هستم.

امروز رفتم به بازارچه هفتگی میوه و سبزیجات و کمی خرید کردم. یک ماهی هم گرفتم و به کمک ویدئوهای آموزشی تمیزش کردم و به سبک کاملا من‌درآوردی پختمش و در کنار پنیر کاشار به زیارت معده‌ام فرستادم. نتیجه مطلوب بود. جدا از طعم خوبش باعث شد شبیه به این پست دغدغه‌ها و درگیری‌های ذهنیم پاک بشه و حس بهتری داشته باشم. قبل از اون هم مقداری نزدیک خونه و پارک و فواره آب قدم زدم و آفتاب گرم بهاری من رو پرت کرد به خاطرات خوب و باز باعث شد کمی بهتر باشم.

دیروز ساسان که هنگام مسافرتم به تبریز، باهام اومده بود آنکارا تصمیم گرفت برگرده. باهم رفتیم ترمینال و راهی استانبول شد تا از اونجا پرواز کنه به تبریز. از ترمینال تا خونه پیاده برگشتم و کمی فکر کردم به همه‌چیز. جرقه‌هایی از نتایج و تصمیمات و تغییرات در من زده شد و احتمالا بزودی به عمل تبدیل خواهند شد.
بعد از نزدیک به سه ماه دوباره دارم تنها زندگی می‌کنم و حس خنثی‌یی از این بابت دارم. از طرفی آزادی عملم بیشتر و کامل‌تر هست و از طرفی مجبورم با ترک عادت هم‌صحبت داشتن کنار بیام.

کمتر از ۴ روز به عید نوروز باقی مونده و من مطمئنم که هیچ شانسی برای رفتن به تبریز و بودن پیش خانواده حداقل در روزهای نزدیک ندارم. نوروز در ترکیه مفهومی نداره و خبری از حس و حال بهاری و خریدهای عید و خونه‌تکونی و امثالهم نیست. همه‌چیز به روال سابق هست. امیدوارم بتونم تو روزهای باقی مونده جمعی رو پیدا کنم تا لحظه تحویل سال رو تنها نباشم.

ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد در این دریای مدهوشی.

برچسب‌ها: ، ،


    بازتاب‌ها

Nazar Amulet