آراز غلامی

یادداشت‌هایی از روزانه‌ها، خاطرات و رویدادها

Gallery iPhone Pen Coffee Cup

چطور قدم بزنیم؟

قدم‌زدن از آن‌چیزهایی‌ست که هر بنی‌بشری به آن نیاز دارد. برای برخی این نیاز پنهان است. از وجودش اطلاع ندارند. در نتیجه به درستی هم به آن جواب نمی‌دهند یا برطرفش نمی‌کنند. مثل وقتی که احساس می‌کنی باید قضای حاجت کنی ولی در حقیقت اعصاب ماتحتت بخاطر نشستن روی جسم سرد (در اینجا صندلی فلزی پارک) بهم ریخته‌اند. آنچه که حس می‌کنی با آنچه که برای رفع‌ش انجام می‌دهی زمین تا آسمان فرق دارد. برای رفع این مشکل باید روی چیز گرمی بنشینی. برای رفع چیزهایی هم باید قدم بزنی.

قدم‌زدن در مرحله اول به زمان نیاز دارد. البته اگر چیزهایی مثل اینستاگرام یا توییتر یا دوست‌دختر روانی‌ات اجازه بدهد. گرچه، درست مثل همان احساس قضای حاجت، سروکله‌زدن با هیچ‌کدام از این‌ها مشکلت را حل نخواهد کرد. باید وقت‌ش را پیدا کنی یا بسازی و راه بروی.

مرحله بعد به دو چیز تقسیم می‌شود. اینکه آیا چیزی داری درموردش فکر کنی یا نداری. اگر نداری، پادکست و کتاب صوتی به شدت کارت را راه می‌اندازد. یک‌هو به خود می‌آیی و می‌بینی رسیده‌ای به میدان اصلی شهر.

اما، وقتی چیزی داری که به آن فکر کنی اوضاع کمی فرق می‌کند. هرگونه صوتی حتی زنگ زدن گوشی‌ات جلوی قدم‌زدنت را می‌گیرد. در نتیجه بدون هندزفری و از جای خلوت‌تر شهر شروع می‌کنی و تا به خودت بیایی رسیده‌ای آن سر شهر. بیشتر وقت‌ها احساس می‌کنی کافی نیست و دوباره از آن سر شهر می‌آیی این سر شهر. این سر شهر که می‌رسی بیشتر فکر می‌کنی. به هرچه که تو را مجبور کرده راه بروی. راه بروی و سرمای هوا به صورتت بخورد بلکه کمی از حرارت درونی‌ات کاسته شود.

آراز غلامی
جمعه، ۱۳۹۹٫۰۸٫۲۳
Nazar Amulet