English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

چرا و چطور وبلاگ می‌نویسم؟

دوشنبه، ۱۳ فروردین ۱۳۹۷

اندیشه نمی‌تواند یکسر بی‌تفاوت باشد. اندیشه را نمی‌توان به سادگی از رنج، امید یا محرک‌های مشابه جدا کرد.
– تئودور آدورنو

وبلاگ‌نویسی برای من همیشه با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده. بیشترین مانع اینکار هم شبکه‌های اجتماعی بوده که هرکدوم به‌نوعی فکری که اون لحظه داشتم رو جذب خودشون کردن و اجازه ندادن اون فکر تبدیل بشه به یه پست وبلاگ. هم قابل جستجو باشه هم قابل بازیابی از گذشته. برای همین شاید پیش از هرکاری خوندن اینکه چرا شبکه‌های اجتماعی رو ترک کردم خالی از لطف نباشه.

پست‌های وبلاگ من چگونه شکل می‌گیرند؟

وبلاگ‌نویسی برای من شبیه پازل درست کردن هست تا اختراع چیزی. هر بار به نکته‌ای برخورد می‌کنم سریع یادداشتش میکنم و انتقال میدم به پیش‌نویس پست. بعدن در فرصت‌های آزادم به اون پیش‌نویس‌ها سر می‌زنم و درباره هر نکته چیزهای بیشتری می‌نویسم. اگه مقدار قابل توجهی از چیزهایی که قصد منتقل‌کردن به خواننده رو دارم در اونها باشه میرم سراغ انتشارش.

همه‌ی پست‌های من کلمه به کلمه و جمله به جمله در طول روزها [ی گاهن طولانی] جمع میشن و تشکیل یه پست میدن. برای همین هم گاهن گسیختگی نوشته‌ها باعث سرگیجه‌ی خواننده میشه ولی بازهم منتشر شدن‌شون رو نشدن‌شون ترجیح میدم و سعی می‌کنم در روزهای بعدش بطور مداوم جمله‌بندی‌ها رو اصلاح کنم یا نکات جدید بهش اضافه کنم یا موارد غیر ضروری رو کم کنم. به عبارتی شاید لازم باشه هرکدوم از پست‌های من رو که قبلا خوندید رو دوباره بخونید چون به احتمال زیاد چیزهای جدیدی بهش اضافه شده.

در حین کتاب/مقاله خوندن یا چیزی گوش کردن یا وب‌گردی‌ها اگه نکته‌ی خاصی به ذهنم برسه که قبلا توییتش میکردم  الان می‌نویسمش تو پیش‌نویس اون موضوع و  همین مسئله باعث میشه  در این لحظه ۱۶۲ پیش‌نویس داشته باشم که هرکدوم بطور میانگین ۵۰۰ کلمه درونشون نوشته شده.

شاید خوندن این ۱۶ نکته‌ی وبلاگ‌نویسی از حرفه‌ای‌ترها هم براتون مفید باشه.

برچسب‌ها:

برای بار هزارم، سلام دنیا

شنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۷

تلاش من برای داشتن یک وبلاگ و متمرکز ساختن همه‌چیز در آن قبلا به‌دلیل شبکه‌های اجتماعی و گسستگی ناشی از اون بارها به در بسته خورد. آخرین تلاشم همراه بود با بستن همه‌ی شبکه‌های اجتماعی و توامان ترک سیگار. نمی‌دونم تنهایی ناشی از اون باعث شد یا چیز دیگه‌ای که کنترل وبلاگم رو بخش تاریکم به عهده گرفت و یه‌بار به خودم اومدم دیدم دارم زمین و زمان رو نقد می‌کنم. در نتیجه خیلی سریع همه‌چیز رو آوردم پایین و تصمیم گرفتم مدتی زمان بگذره تا با تمرکز بیشتری بتونم فکر کنم درباره‌ش.
امروز صبح تصمیم گرفتم یک‌بار دیگه تلاش کنم و با بازطراحی یه قالب جدید سعی کردم حال و هوای رسمی قبلی رو کنار بذارم و با حس جدیدی ادامه بدم.

فعلا همه‌ی نوشته‌ها رو گذاشتم برای بازبینی و نوشته‌های ایام غیبت هم که تو کانال تک‌نفره‌ای در تلگرام منشتر می‌شد رو هم درفت کردم تا در فرصت مناسب بازبینی و منتشرشون کنم.

قالب وبلاگ مال روزهایی هست که تازه طرحی وب رو شروع کرده بودم. وقتی بطور اتفاقی دیدمش سادگی و حس صمیمیتی که القا می‌کرد قانع‌م کرد که می‌تونه قالب وبلاگ حال حاضرم باشه. یکم روش کار کردم تا مدرن‌تر و قابل تحمل‌تر بشه. اگه به باگی برخوردید لطفا در بخش نظرات اعلام کنید تا در اسرع وقت برطرف بشه.

آراز غلامی

برچسب‌ها:

در انتظار بشارت نیچه

شنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۷

از وبلاگ به کانال، از کانال به دایره دوستان، از دایره دوستان به دفتر یادداشت و بعد از گم‌شدن دفتر یادداشت کار به‌جایی رسید که یه کانال تک‌نفره شده محرم اسرار.

چنین گفت نیچه که چنین گفت زرتشت،‌ زندگی، انسان و زمین انسان، هنوز به آخر نرسیده و تمام کشف نشده است. برخیزید و گوش فرا دهید، ای تنهایان، از جانب آینده بادهایی با بال‌زدن‌های پنهان می‌آید و گوش‌های حساس را مژده هاست. ای تنهایان امروز، شما خروج‌کردگان‌، خود روزی قومی خواهید شد و از میان شما، که خود را برگزیده‌اید ، قومی گزیده بر خواهد خواست و از میان آن «ابرانسان».
براستی؛ زمین شفا خانه‌ای خواهد شد. هم اکنون به گردش بخوری تازه پراکنده است؛ بخوری شفا بخش… و امیدی تازه.

بنظرم با خوندن تاریخچه جنبش‌های مدنی حتی تو پیشرفته‌ترین کشورها هم میشه فهمید این دنیا هنوز خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنیم جای کار داره. خیلی از آزادی‌ها و حقوقی که کاملا بدیهی بنظر میان سابقه‌ای در حد ۳۰-۴۰ سال دارن. برای مثال: این صفحه ویکی‌پدیا رو بخونید.

وبلاگ‌نویسی زنده است، زنده‌تر از همیشه

جمعه، ۲۲ دی ۱۳۹۶

حرفی که این روزها زیاد می‌شنوم اینه که شبکه‌های اجتماعی باعث‌شدن وبلاگ‌نویسی و مهم‌تر از اون هایپرلینک که وب اساسن برای اون و بر روی اون ساخته شده کم‌کم از بین بره. من کاملا مخالف این مسئله هستم چون از این زاویه می‌بینم که:
در گذشته که شبکه‌های اجتماعی اینقدر همه‌گیر نشده بودن، وبلاگ‌نویس‌هایی که حرفی برای گفتن داشتن مشغول نوشتن بودن و در کنار اون افراد سطحی یا سطحی‌نویس یا هر نوع کلمه‌ای که بار منفی نداشته باشه ولی شما بفهمید که منظورم چه کسانی هستن، وبلاگ می‌نوشتن چون هیچ پلتفرم دیگه‌ای برای حضورشون و انتشار دغدغه‌ها و روزمره‌هاشون وجود نداشت. با گسترش شبکه‌های اجتماعی این قشر وبلاگ‌هاشون رو ترک کردن و رفتن به شبکه‌هایی که به حال و هوای اون‌ها نزدیک‌تر بود. مثلا فوتوبلاگ‌ها تعطیل‌شدن و تبدیل شدن به پروفایل‌های اینستاگرام، روزمره نویس‌ها رفتن توییتر، شوآف‌کننده‌ها رفتن فیسبوک و به همین ترتیب بخش زیادی از وبلاگ‌ها تعطیل و متروکه شدن. در مورد وبلاگ‌نویس‌هایی که وبلاگ‌هاشون رو تبدیل به مجله کردن برای کسب درآمد حرفی نمی‌زنم دیگه.
چه اتفاقی افتاد؟ فکر کردیم وبلاگ‌نویسی مرده، حال اینکه اگه با دقت نگاه کنیم کسایی که حرفی برای گفتن داشتن و همون موقع وبلاگ می‌نوشتن الان هم می‌نویسن و بازهم حرف‌هاشون رو می‌گن. محتوای دیگه رو لینک می‌کنن و تعامل فعال دارن با سایر وبلاگ‌ها. صرفن اون افراد سطحی حذف شدن.

اگه دلیل شما برای وبلاگ ننوشتن همین مسئله هست بهتره با این نگاه جدید یک‌بار دیگه بهش فکر کنید. اگه حرفی برای گفتن دارید وبلاگ‌نویسی نه‌تنها زنده‌ست که از همیشه زنده‌تر هست. امکانات و پلتفرم‌ها بهتر و بیشتر شدن. ظاهر وبلاگ‌ها جذاب‌تر و کاربردی‌تر شدن و از اون مهم‌تر امکان انتشار نوشته‌ها تو هر زمان و مکانی با موبایل فراهم شده.

مرتبط:
برای مخاطب‌هاتون بنویسید نه رقیب‌هاتون

Nazar Amulet