آراز غلامی

یادداشت‌هایی از روزانه‌ها، خاطرات و رویدادها

Gallery iPhone Pen Coffee Cup

۱۴ می ۲۰۲۰، زرخشت (۱)، دیدار با علی سخاوتی

پنجشنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹

چند هفته‌ی قبل به علی سخاوتی گفته بودم که بسیار علاقه‌مندم زرخشت رو ببینم. بدنبال سفری که خودش به زرخشت داشت خواهشم رو قبول کرد و دعوتم کرد. به ظاهر مسافرت ساده‌ای می‌اومد ولی غافل از اینکه قرار است دهنم در طول این سفر بطور کامل سرویس شود.

اشتباه محاسباتی باعث شد بجای سفر به قزوین و بعد سفر به رشت و پیاده‌شدن در بین راه، مستقیما برای رشت بلیط بگیرم بدون اینکه اطلاع داشته باشم اتوبوس‌های رشت از مسیر اردبیل-گردنه حیران-آستارا-انزلی وارد رشت می‌شوند و نه‌تنها من از آن «بین راه» رد نمی‌شوم بلکه مسیر ۶ ساعته را در ۱۲ ساعت طی خواهم کرد. به این مسئله اضافه کنید توقف‌های بیشمار اتوبوس مذکور برای تحویل بار (!) و خرابی موتور و پنجرشدن یکی از چرخ‌هایش.

جدا از آن بعد از رسیدن به شمال رشت، ساعت ۴ بامداد اول سوار تاکسی شدم و رسیدم به جنوب شهر و از آنجا سواری مادرمرده‌ای من رو با هزینه نسبتا زیادی به روستای اشتباهی برد و دوباره برگرداند به جایی مابین زرخشت و رشت. ناامید از پیداکردن آژانس یا تاکسی اینترنتی ناچار شدم ساعت ۵ صبح با خود علی تماس بگیرم و لطف‌کند و دنبالم بیاید.

بهرترتیب هم‌اکنون در زرخشت، طبقه زیرشیروانی‌ مستقر شدم و بعد از استراحت کوتاهی با همراهی صدای خروس‌ها و گوسفندها و پرنده‌ها و هرچیزی که هم‌اکنون از زیرشیروانی صدایش می‌آید، ادونچر زرخشت و اطرافش رو شروع خواهم کرد. 

دنیا از زرخشت. ۱۴ می ۲۰۲۰.

سفرنامه تهران و شروع یک دوستی

جمعه، ۱۰ مهر ۱۳۹۴

مدتی پیش یکی از دوستان قدیمیم بهم زنگ زد و بعد از ملاقات‌مون کارت عروسیش رو بهم داد و با تهدیدهایی قانعم کرد که اول مهر ۷۰۰ کیلومتر از موقعیت فعلیم دور بشم و برم به مراسم عروسیش وگرنه نه من نه اون.

متن در حال بازنویسی.

برچسب‌ها: | یک دیدگاه
Nazar Amulet