آراز غلامی

یادداشت‌هایی از تاملات، خاطرات و رویدادها

Gallery iPhone Pen Coffee Cup
ᛁ ᚨᚱᚨᛉ ᚹᚱᛟᛏᛖ ᛏᚺᛁᛊ ᚱᚢᚾᛁᚲ ᛒᛚᛟᚷ

مینیمال (۱۱) متفکرین و مقلدین

انسان‌ها را بر اساس رویکردشان به کلیت زندگی می‌توان به دو گروه متفکرین و مقلدین تقسیم کرد. همان‌طور که از اسمشان برمی‌آید، متفکرین نسبت به هرچیزی از قوه تفکرشان استفاده می‌کنند و مقلدین نسبت به هرچیزی سیاست تقلید پیش می‌گیرند. مشکل از آنجایی بوجود می‌آید که بعلت ذات این رویکردها، متفکرین نسبت مقلدین دچار مشکلات اجتماعی بیشتری هستند. چون حتی سلام احوال‌پرسی عادی را هم از فیلتر تفکرشان رد می‌کنند و بسیاری از آن‌ها هم این عمل و عکس‌العمل را منطقی نمی‌یابند. اینجاست که گروه سوم با ارزش می‌شوند، متفکرینی که ترجیح میدهند در چیزهای عمومی تا جایی که با بنیان فکرشان در تضاد نباشد تقلید پیشه کنند و بشوند انسان‌های موفق و دوست‌داشتنی کره‌ی زمین.

آراز غلامی
یکشنبه، ۱۳۹۹٫۱۲٫۳

مینیمال (۱۰) اگر در یکی از این سه حالت هستید فرار کنید

رابطه با شخص قربانی
دوستی با شخص نارسیسیت
کار در شرکت با رئیس سادیست

هر کدام از این‌ها برای نابودی زندگی شما کافی‌ست. اگر درگیر یکی از این‌ها هستید، به احترام خودتان و سلامتی جسم و روان‌تان فرار کنید.

آراز غلامی
جمعه، ۱۳۹۹٫۱۱٫۱۷

مینیمال (۹) چطور خیلی سریع حس بهتری داشته باشیم؟

نوشیدن دو شات اسپرسو، شکلات تلخ، موسیقی بدون کلام، صحبت با کسی که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پیاده‌روی بدون هدف به‌جهت خسته‌کردن جسم و ذهن. مدیتیشن. دوش گرفتن با آب داغ یا خیلی سرد. تغییر بوی محیط با ادکلن ناآشنا.

آراز غلامی
یکشنبه، ۱۳۹۹٫۱۱٫۵

مینیمال (۸) پاییز و چیزی به‌نام حس شهریوری

شهریور که می‌رسد حس شیرین و عجیبی تمام وجودم را می‌گیرد. هیچ اسمی برایش ندارم برای همین حس شهریوری خطابش می‌کنم. این حس با چیزهای دیگری هم تشدید می‌شود. مثل این آهنگ یانی در اجرای لاس‌وگاسش. خصوصا آن قسمت ویولن شگفت‌انگیزش. یا موسیقی کانتری و فضای شیرین آهنگ‌های لوک برایان. یا بوی قهوه و شکلات تلخ. یا هرچیز مینیمالیستی. یا چراغ آبی رنگ خیابان در سکوت شب. یا نسیم خنکی که کاپشن طلب می‌کند و نوید پاییز را می‌دهد. آن هم پاییزی که من برای اولین بار در زندگی‌ام استرس مدرسه و دانشگاه و سربازی و پادگان کذایی ۰۳ و ناراحتی غربت و بیکاری و دغدغه‌های شغلی ندارم.

آراز غلامی
سه شنبه، ۱۳۹۹٫۰۷٫۱

مینیمال (۷) دیالوگ

– غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم
+ تو شهر خودت هم گه خاصی نبودی آخه.
آراز غلامی
پنجشنبه، ۱۳۹۸٫۱۲٫۸

مینیمال (۶)

هرچقدر دل‌تان می‌خواهد از ابعاد گنگ رابطه‌تان فرار کنید اما آن ابعاد یک روز یک جایی به طور قطعی سراغ‌تان خواهند آمد و از شما جواب خواهند خواست.

“It’s not binary. You can be decent and gifted at the same time.”
– Steve Wozniak

آراز غلامی
چهارشنبه، ۱۳۹۸٫۱۲٫۷
Nazar Amulet