English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

با کوچک‌ترها بپرید تا با بزرگترها پریدن را یاد بگیرید

پنجشنبه، ۱۴ تیر ۱۳۹۷

تا جاییکه یادم میاد تو هر موضوعی همیشه می‌خواستم با کسانی وقت بگذرونم که از من بیشتر می‌دونستن یا تجربیات یا حاکمیت بیشتری تو اون موضوع دارن. 

من رو B در نظر بگیرید، شخصی که تو موضوعی بیشتر از من می‌دونه رو A و کسی که کمتر می‌دونه رو C.

این مسئله همیشه باعث پیشرفتم تو هر موضوعی شد جز روابط اجتماعی و اینجا بود که احساس کردم این متد حداقل به‌شکل افراطیش دیگه جواب‌گو نیست. به عبارت دیگه من این مهارت رو کسب نکرده بودم که درک کنم شخص A به چه فاکتورهایی اهمیت میده و حضور من بعنوان شخص B چه منافع یا ضرری برای A داره. رو چه رفتارهایی باید تجدیدنظر کنم و چه رفتارهایی رو هم بیشتر داشته باشم.

قابل حدسه که این مشکل از نادیده‌گرفتن C بوجود اومده بود. من هیچ‌وقت خودم رو در جایگاه A قرار نمیدادم تا این بایدها و نبایدهایی رو که B باید رعایت کنه رو یاد بگیرم. نگاه مداوم پایین به بالا جلوی کسب مهارت چگونگی رفتار در نگاه بالا به پایین رو از من سلب کرده بود و طبیعتا رفتارها و خواسته‌های بالا به پایین جایگاه A هم برام قابل درک نبود.

طبیعی هم هست. وقتی چیزی که داری رو به اشتراک نمی‌ذاری، چطور انتظار داری کسانِ دیگه چیزی که دارن رو به اشتراک بذارن با تو؟ 
وقتی با C وقت نمی‌گذرونی تا بدونی چه رفتارهاییش برات آزاردهنده‌ست و مایلی اون رفتارها اصلاح بشن چطور می‌تونی همون رفتارهای آزاردهنده رو نداشته باشی به عنوان B در مقابل A؟

به عبارت خلاصه‌تر لازمه‌ی حفظ رابطه A به B، ایجاد و حفظ رابطه B به C هست. لازمه پایداری کامیونیتی‌ها هم همینطور. اگه می‌خوای جایی باشه که بتونی از اونجا چیزی به خودت اضافه کنی، باید خودت هم عضو همونجا باشی و درحال اضافه کردن چیزی به دیگران.

درباب کامیونیتی‌ستیزها

پنجشنبه، ۲۳ فروردین ۱۳۹۷

کامیونیتی به مجموع افراد صاحب‌نظر در زمینه‌ای علمی یا تخصصی گفته میشه که دورهم جمع می‌شن و برخی تصمیمات راهبردی میگیرن و فعالیت‌های توسعه و بهبود اون زمینه‌ی علمی یا تخصصی رو انجام می‌دن. اما با توجه به اینکه ما برای هر چیزی که نسخه ایرانی تولید می‌کنیم، اینجا در اصطلاح عمومی کامیونیتی به افرادی گفته میشه که علاقه‌مند به حوزه‌ای هستن و دورهم جمع می‌شن تا از کارهای جدید اون حوزه مطلع بشن و یا چیزی تدریس کنن یا اگه چیز جدید ساختن یا کشف‌کردن به بقیه معرفی کنن.

حالا در این بین افرادی هم هستن که نگاه انتقادی دارن به این مسئله و فکر می‌کنن وجود این کامیونیتی‌ها به هیچ دردی نمی‌خوره و بیشتر بهونه‌ای برای دورهمی هست نه انجام کارهای واقعی کامیونیتی چه به مفهوم ایرانی و چه به مفهوم غیرایرانی.

حالا بین این منتقدین گروهی هم هستن که بالکل از ریشه زدن  و صبح تا شب و شب تا صبح بر ضد هر حرکت مفید و غیر مفید کامیونیتی و اعضای اون بداهه‌سرایی می‌کنن و تا کل ماجرا رو از بین نبرن ول‌کن معامله نیستن.
این گروه منو یاد کاراکتر تادئوس برادلی (Thaddeus Bradley) تو فیلم Now You See Me می‌ندازن که چون استعداد لازم برای شعبده‌باز بودن رو نداشتن شروع کردن به لو دادن ترفندها و تکنیک‌های شعبده‌بازها. تو این ماجرا هم بیشتر این افراد کسایی هستن که نتونستن جایی برای خودشون پیدا کنن در این کامیونیتی‌ها.

من هنوز تو مسئله گیرکردم که چرا عده‌ای نمی‌تونن رد بشن؟ اگه علیه یا له چیزی نظر نداده از کنارش بگذرید امتیازش رو از دست می‌دید یا چی؟ وات د فاک ایز رانگ ویت یو؟

 

Nazar Amulet