English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Pen Coffee Cup

هفتم ژانویه ۲۰۱۹، آنکارا

سه شنبه، ۱۸ دی ۱۳۹۷

با تموم شدن تعطیلات و مرخصی دیروز مجددن چمدون سنگینم (I mean it) رو جمع کردم که برگردم آنکارا. برگردم؟ یا برم؟ حس عجیب نداشتن حس دلتنگی موقع ترک تبریز. حس عجیب‌تر هوم سویت هوم موقع رسیدن به آنکارا. فعلا همینقدر دراین مورد می‌نویسم تا یادم بمونه چه اتفاقی افتاده و بعدن سر فرصت درموردش فکر کنم. انگار راستی‌راستی دارم شهروند سیاره میشم.

این بار تنها نبودم و ساسان پیشنهادم برای به دریازدن رو قبول کرد و باهام اومد. به همراهش رفتیم فرودگاه و در تراژدیک‌ترین حالت ممکن (Really, I mean it) گیت پاسپورت رو رد کردیم. مامور کنترل بار از اضافه‌بار ۱۰ کیلویی‌مون چشم‌پوشی کرد و بعد از انتظار یک و نیم ساعته تو سالن ترانزیت و ملاقات با یونس ژاله سوار هواپیما شدیم.

بالاخره تونستم لپ‌تاپ ایده‌آلم (البته بعد از مک‌بوک خدابیامرز) رو به مبلغ ۱۴.۵ م.ت. از ایران بخرم و خیالم بابت امکان انجام پروژه‌های آزاد راحت باشه. Asus Zenbook UX430. به دو علت از ترکیه نخریدمش. اختلاف قیمت ۱۵۰۰ لیری (بخاطر مالیات بیشتر ترکیه) و کیبرد چینش اروپایی لپ‌تاپ‌ها در ترکیه که عملا شکنجه هست برای منی که کل عمرم رو با کیبرد استاندارد (US) کار کردم.

ساعت ۵ به وقت ترکیه رسیدیم فرودگاه آتاترک استانبول و بعد از ۷ ساعت انتظار تو کافه‌ای نزدیک ترمینال سوار اتوبوس شدیم و برگشتیم/رفتیم آنکارا. بار سنگین و شکستن چرخ‌های چمدونم دهن خودم رو سرویس و دست‌هام رو کبود کرد. مشقت بعدی این بود که صبح شده بود و باید میومدم شرکت و چاره‌ای هم نبود. ترجیح دادم تا جای ممکن پیش خانواده‌م بمونم و زودتر برنگردم.

کیندلی که قبل از سفر سفارش داده بودم نرسید و امیدوارم کسی رو پیدا کنم که بتونه بیاره برام.

 

برچسب‌ها: ،


    بازتاب‌ها

Nazar Amulet