English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

بیست‌ویکم مارس ۲۰۱۹، نوروز، هتلی در استانبول

پنجشنبه، ۱ فروردین ۱۳۹۸

کمتر از یک هفته پیش، یعنی سیزدهم مارس، بدنبال موجی که در سرتاسر ترکیه برای اخراج خارجی‌ها راه‌افتاده بود با فکی باز و چشمان از حدقه درآمده و بدون هیچ‌گونه اخطار و آمادگی قبلی قاطی باقالیا شدم. بدنبال خستگی و کلافگی از وضع شرکت هم، بدون کمترین مقاومتی وسایلم رو جمع کردم و اومدم بیرون. و شدم یک مهاجر که شغلی نداره و خواسته و ناخواسته خودم رو وسط بحرانی‌ترین وضعیت ممکن قرار دادم. ولی چاره چی بود جز شروع کردن از صفر؟

چندین سناریو محتمل برای خودم ترسیم کردم، پیدا کردن شغل دیگه‌ای تو آنکارا، پیدا کردن شغل دیگه‌ای تو استانبول/ازمیر و البته برگشتن به تبریز. همه‌ی این سناریوها همراه بود با ادامه زندگی با مقدار کمی از پس‌انداز باقی‌مونده. شرایط واقعا بحرانی بود و من مطلقا برای همچین چلنجی آماده نبودم خصوصا گزینه آخر.

اون روز رو فقط استراحت کردم تا تصمیمی بدون فکر نگیرم. از فرداش اپلای‌ها رو مجددن شروع کردم. چند روز گذشت و از بین گزینه‌های پیشنهاد شده به موردی برخوردم که جای رد کردن نداشت. دو روز پیش اومدم استانبول و بعد از مصاحبه و توافق نهایی برگشتم آنکارا و وسایلم رو به سختی (دو چمدان و یک ساک در مجموع نزدیک به ۸۰ کیلو) رو جمع کردم و همون شب قرارداد اجاره خونه رو هم فسخ کردم. فرداش که دیروز باشه با قطار سریع‌السیر اومدم استانبول و تو هتلی که شرکت جدید برام گرفته مستقر شدم تا تو فرصت مناسب یه خونه جدید نزدیک شرکت اجاره کنم.

امروز اولین روز کاری تو شرکت جدید بود. از لحاظ تخصصی پر از چالش‌های جدید و مفید و از لحاظ اتمسفر شرکت بهترین محیطی هست که تا بحال کار کردم. جو صمیمی از برنامه‌نویس‌هایی که واقعا به کارشون عشق می‌ورزن و حرفه‌ای هستند. همه‌چیز تو شرکت جدید عالی هست و خیلی بیشتر از انتظاری که از شغل بعدیم داشتم. برای منی که به وضع ناچندان خوب شرکت قبلی عادت کرده بودم همه‌چیز تو شرکت جدید شگفت‌انگیز و روحیه‌دهنده هست.

این‌طور شد که خیلی یک‌هویی سیف‌زونم ترکید و من بصورت شانسی و تصادفی رسیدم به استانبول. امیدوارم این‌بار تجربه‌م در این شهر مثل دفعه قبل نباشه و بتونم به‌حد کافی و وافی اداپت بشم. هم‌زمانی این اتفاقات با چهارشنبه‌سوری و نوروز رو با اینکه از طرفی بد بود که فرصتی برای جشن گرفتن نداشتم ولی به فال نیک میگیرم. حالت دیگه‌اش این بود که فرصت کافی برای جشن داشته باشم ولی شغلی نداشته باشم و مجبور بشم برگردم.

چند آپشن برای خونه جدید پیدا کردم که ترجیح دادم بدون عجله و مادامی که فرصت دارم تمامی فاکتورهاشون رو مقایسه کنم و بهترین گزینه ممکن رو اجاره کنم.

بهرترتیب، این بود اوضاع ما در این روزها. نوروزتون مبارک. امیدوارم سال جدید پر باشه از هیجان و اتفاقات خوب.

سیزدهی که به‌در شد

دوشنبه، ۱۳ فروردین ۱۳۹۷

به لطفا سربازی آخرین باری که مسافرت رفتم برمی‌گرده به مهر ۱۳۹۴ و عروسی یکی از دوستانم تو تهران که چندان هم مسافرت محسوب نمی‌شد. بعد از اون همیشه تو روال عادی روزها بودم و بعد هم که سربازی و دو سال در بند بودن هیچ تحرکی به‌غیر از مسافت بین تبریز و پادگان نداشتم. برای همین سیزده به در امسال یه فرصت خوب بود برای شکستن این تلسم و گذروندن یه روز کامل با خانواده.

در حال بازنویسی.

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

نوروز ۹۷ و اینا

چهارشنبه، ۱ فروردین ۱۳۹۷

۴ ماه و ۲۰ روز از تموم‌شدن سربازیم می‌گذره و من اندازه ۱۰ سال قبل از سربازی تلاش کردم تا به تعدادی از اهداف کوتاه‌مدتم برسم تو این مدت ولی مدرسه زندگی بازم به جای نمره بهم درس داد. درس اینکه یک‌بار برای همیشه آدم‌های تباه زندگیم رو حذف کنم و امیدی بهشون نداشته باشم برای تغییر چیزی. به قول دوستی، کارهای تکراری تازه در بهترین شرایط نتایج تکراری دارن. اگه به دنبال نتایج متفاوتی هستین کارهای جدید (و البته با آدم‌های جدید) انجام بدید.
نمی‌خوام در مورد سال پیش و استرس محروم شدن از مرخصی عید و بعد از مرخصی هم ماتم برگشتن به اون پادگان رو یادآوری کنم. سال قبل از اون هم که ۳۰ روز تباه قبل از خدمت شروع می‌شد و بازم حرفی برای گفتن در اون مورد ندارم. برگردیم به عید سال ۹۴. یکی از بهترین عیدهای من و شروع سالی پر بار. پر از حس خوب، پر از موفقیت‌های کاری. پر از کارهای خوب، آدم‌های خوب.
امیدوارم سال ۹۷ هم سنت سال ۹۴ رو ادامه بده و پر باشه از اتفاقات خوب برام. بهاری که عطر گلها و شکوفه‌هاش و خاطراتی که برام خواهد ساخت تا سالها یادم نره.

برچسب‌ها: ، | دیدگاه‌ها

نوروز ۹۶ و دلیلی دیگر برای شادبودن

دوشنبه، ۳۰ اسفند ۱۳۹۵

کمتر از چند لحظه به تحویل سال باقی مونده. از اوایل سال ۹۵ من زندگیِ واقعی نداشتم و تقریبا همه‌ی سال رو تو پادگان بودم ولی تو سال جدید اواسط پاییز ترخیص می‌شم و با رد شد از غول آخر با سرعت هرچه تمام به سمت اهدافم حرکت می‌کنم. امیدوارم شما هم تو سال جدید بدون محدودیت به خواسته‌هاتون و آرزوهاتون برسید.

نوروزتون مبارک.

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

به کمپین ماهی‌کوچولو بپیوندید

چهارشنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۹۴

کمپین ماهی‌کوچولو بطور خلاصه میگه:
«قراردادن ماهی در سفره‌ی هفت‌سین نه از رسوم سنتی ماست و نه کاری اخلاقی، این موجودات دوست‌داشتنی بسیار به حرکت و ضربه حساس هستند و این اتفاقات می‌تواند باعث سکته‌ی آن‌ها شود پس نگهداری در یک مکان تنگ همچون شکنجه‌ای دائمی برای ماهی است. کمپین ماهی کوچولو از شما می‌خواهد با خرید کتاب «ماهی سیاه کوچولو» به جای ماهی قرمز علاوه بر نجات زندگی این فرشتگان بی‌زبان، به گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی نیز کمک کنید.»

افتخار طراحی و برنامه‌نویسی وب‌سایت به من رسید و امیدوارم حرکت مثبتی باشه در جهت دفاع از حقوق حیوانات و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی.

کمپین ماهی‌کوچولو 

نوروز ۹۴، کوله‌پشتی ۹۴ و فرصت‌های بهتر

پنجشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۳

مثل سال پیش و به دنبال دعوت عمومی امیر مهرانی امسال هم پست کوله‌پشتی رو می‌نویسم.

دنیا همیشه زشتی‌هاشو داشته و خواهد داشت ولی لازم نیست چندروزی که میتونیم با اختیار خودمون خوشحال باشیم اون زشتی‌هارو مرور کنیم. به یاد هر اتفاق خوبی که تو سال ۹۳ افتاد، بیاد همه لحظات خوبش لبخند میزنیم و به پیشواز ۹۴ میریم. و اما در مورد کوله‌پشتیم، بازهم بخش زیادیش با تجربه‌ی ارتباط‌های اجتماعی پر شده. گویا کم‌کم دارم به انسان برون‌گرا تبدیل میشم. البته که درون‌گرایی همچنان سرجای خودش هست. امسال فهمیدم که بر خلاف شعارها و شوآف‌ها، انجام کارهای بزرگ نیازمند پایه و اساس بزرگ و حساب شده و برنامه‌ریزی شده است. با توجه به شرایط هر شخصی و هرکاری میشه این مسئله رو تعمیم داد.

کوله‌پشتی ۱۳۹۳ و فرصتی تازه

دوشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۲

به همین زودی سال ۹۲ تموم شد و رسیدیم به ۹۳. اگه بخوام یه جمع‌بندی داشته باشم، دوستان جدید، ایونت استارت‌آپ ویکند، پروژه‌های تازه و مستقرشدن تو دفتر جدید مهمترین اتفاقاتی بود که تو این سال برام افتاد. درکل سال ۹۲ به نسبت سال‌های پیش بهتر بود، درگیری و مشغله‌های سابق نبودن و اون علاقه مفرط برای تنهایی هم کم‌کم از بین رفته. برای سال برنامه‌های زیادی دارم، درسته که حصار محدودیت‌ها و شعارها همیشه هست ولی این‌طور موقع‌ها یاد The Shawshank Redemption میافتم. بعضی موقع‌ها لازمه مثل اندی۵۰۰ یارد تو فاضلاب سینه‌خیز بریم تا بتونیم به آزادی برسیم.

برای سال جدید اساسی ترین تصمیمی که دارم دوری از افراد نمک نشناس و نالایقه. بزرگترین فشارهای فکری که امسال تحمل کردم ناشی از همین فرصت دادن و لبخند زدن به اینطور آدما بود. برای همین حجم زیادی از #کوله‌پشتی ـم برای سال ۹۳ رو تجربیاتم از ارتباط با انسان‌ها پر کرده. فکر می‌کنم برای کسی که مدت خیلی زیادی رو تو تنهایی سپری کرده پیشرفت خوبیه. شرایط محیطی و شخصیت درونگرای من باعث شده فرصت‌های زیادی رو از دست بدم ولی خوبیش این بوده که اجازه داده همیشه از کودکی رویاپرداز باشم، بدیهیه که برای سال جدید هم رویاپردازی کردم، البته مثل گذشته این رویاپردازی‌ها بی‌اساس و بی‌دروپیکر نیست؛ تو سال جدید تثبیت وضعیت کاری و تکمیل پروژه‌هایی که خیلی وقته شروع شدن ولی به نوعی به حال خودشون رها شدن اولین کارهایی هست که انجام میدم.سعی میکنم با دید بهتر و مثبت‌تری به دنیا نگاه کنم. بیشتر بخندم و بیشتر برای دوستانم وقت بذارم.

یادت باشه رد، امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزها.
(The Shawshank Redemption)

نوروز ۱۳۹۲ و احتمالات

پنجشنبه، ۱ فروردین ۱۳۹۲

چند روز پیش سومین تولد افتتاح وبلاگم، سوزلر بود. از اون زمانی که حس کردم جایی برای انتشار افکار و خاطراتم نیاز دارم سه سال میگذره و آرشیو این وبلاگ دربرگیرنده اتفاقات این سه سال هست. زمان خیلی سریعتر از چیزی که فکرش رو بکنم در حال گذره. سرنوشت وبلاگ مشخصه، همچنان مینویسم ولی نه در این آدرس. دوستانی که مطالبم رو میخونن در دسترسم هستن و آدرس جدید رو به اطلاعشون میرسونم. شاید وبلاگ رو با تمامی محتوا به سرویس وردپرس انتقال بدم. فعلا چیزی مشخص نیست، بهرحال در هر صورت آدرس جدیدش رو به اطلاع همه میرسونم.
امیدوارم سال ۹۲ سالی سرشار از شادی و موفقیت برای همه باشه. نوروزتون مبارک.

نوروز ۱۳۹۰ مبارک

سه شنبه، ۲ فروردین ۱۳۹۰

امروز اول فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۳:۵۰ از شرکت ثبت‌کننده‌ی دومین ایمیل اومد که دومینم ثبت و ست شده و قابل استفاده‌ست. اینطور شد که وبلاگ شخصیم الان آنلاینه و با آدرس ****** در دسترس هست.
تو این وبلاگ با موضوعات روزانه، تفکر، مینیمال و خاطرات مطلب خواهم نوشت.
موضوع تفکر شامل یادداشت‌هایی هست که درحین فکر کردن به همه‌چیز می‌نویسم.
از اسم روزانه معلومه که اتفاق‌های روزانه در اون قرار خواهد گرفت.
مینیمال چیزی شبیه به توییتر هست و جملات کوتاهی به ذهنم می‌رسه رو می‌نویسم یا اگه جایی می‌بینم اینجا بازنشر میشه.
خاطرات هم شبیه به دفترچه خاطراتی هست که به شکل عمومی منتشر میشه.

نوروز همگی مبارک و امیدوارم آینده خیلی بهتر از امروز باشه براتون.

برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها

نوروز ۱۳۹۵ مبارک

چهارشنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۶
برچسب‌ها: | دیدگاه‌ها
Nazar Amulet