آراز غلامی

یادداشت‌هایی از تاملات، خاطرات و رویدادها

Gallery iPhone Pen Coffee Cup
ᛁ ᚨᚱᚨᛉ ᚹᚱᛟᛏᛖ ᛏᚺᛁᛊ ᚱᚢᚾᛁᚲ ᛒᛚᛟᚷ

یازدهم جولای ۲۰۲۱، استانبول

ظاهرن نفرت همیشگی نیست. بعد از گذشت یک‌سال و خورده‌ای از برگشتنم به ایران و صرف دو سال در ترکیه بالاخره کم‌کم از آن خوشم می‌آید. دلیلش بدیهی‌ست، اتمسفر و همکاران خوب در شرکت، آینده‌ای غیرمبهم و قابل پیشرفت، امکان کار ریموت دلخواه، امکان رفت و برگشت به ایران بدون محدودیت و البته حذف سایکوهای دوربرم دلیل‌هایی هستند که این بار و برای اولین بار در استانبول دلتنگ نیستم. نه در داخل شرکت و نه محل اقامتم و نه کافه‌ای که هم اکنون در آن هستم همه خوش‌آیند هستند.

رسیدنم به شرکت بسیار پرماجرا بود. بعد از فرودگاه به اتوبوسی که من رو به شرکت می‌رسوند نرسیدم و سوار جایگزینی شدم که دو ایستگاه دیرتر پیاده‌م می‌کرد ولی غافل از اینکه کارت‌های مترو نیازمند ثبت کد HES هستند و کارت من فاقد کد. جهت اطلاع کد HES همان کدی هست که قبل از سوارشدن به هواپیما باید بگیرید. نوعی خودظهاری. بعد از متوجه‌شدن این مسئله از ایستگاه بیرون آمدم و بدنبال مرکز ثبت این کد گشتم.  در صف طولانی آن متوجه شدم وب‌سایتی برای این کار ساخته‌اند که خودم می‌توانم این عملیات طاقت‌فرسا را انجام دهم. در همین حین متوجه شدم کارت مترو من به شماره‌ی اقامتم ثبت شده و کد HESـم به شماره پاسپورتم. در نتیجه ۵۰ لیر بی‌زبان سوخت و مجبور شدم کارت جدیدی بگیرم و خودم را به ایستگاه مترو نزدیک شرکت برسانم. باران شدید و کوچه اشتباه هم گوزبالای‌گوز شد و تا برسم به در شرکت موش آب‌کشیده شدم. هرچند پیشوازی گرم اهالی شرکت همه‌چیز را شست و برد. زحمت هتل رو هم رئیس شرکت کشید و بخش زیادی از هزینه‌ی روزهای اول هم حذف شد.

از اونجایی که سایر هم‌تیمی‌ها و همکارانم هم مثل خودم به‌شکل ریموت کار می‌کنند تقریبا هیچ‌کدام‌شان را در شرکت ندیدم و برنامه‌ی دورهمی‌ای برای این ملاقات در بخش آسیایی ترتیب داده شد که بسیار هم خوش گذشت.

به ترتیب از راست: شیرین، ملک، غمزه، صمد، ارجان، ملتم و من. کافه Kirpi در Kadikoy.

پریروز این فرصت پیش اومد که بتونم دوتا از دوستان قدیمی توییتری رو ملاقات کنم. پیاده‌روی قشنگی هم باهم کردیم توی کوچه‌پس‌کوچه‌های Kadikoy. شب بیاد موندنی‌ای بود. دیروز هم به‌همراه بهروز بعد از مدت خیلی طولانی توی جاده استقلال قدم زدیم و از موسیقی‌های خیابانی لذت بردیم.

نیسا و آراز و آراز که من باشم. کافه‌ای در Kadikoy.

بزودی ده روز توی ترکیه تعطیل هست و من آماده سفر در سفر برای ازمیر و آنکارا. البته اگه بتونم هتل و بلیط پیدا کنم.

آراز غلامی
شنبه، ۱۴۰۰٫۰۴٫۱۹

پنجم جولای ۲۰۲۱، فرودگاه تبریز

از آخرین باری که چنین نوشته‌ای نوشته‌ام ماه‌ها می‌گذرد. نه اینکه اتفاقی در زندگی‌ام نیفتاده باشد، فقط چیزی برای اشتراک گذاری وجود نداشت. دیگر نوشته‌ها هم کم‌وبیش زمان‌بر هستند و هنوز به مرحله‌ی انتشار نرسیده‌اند. با این‌همه از کسانی که پیام و ایمیل دادند و پیگیر بودند ممنونم و عذر می‌خواهم.

از اسفند سال گذشته تا به امروز درگیر خرید و ساخت/تعمیر خونه‌ی جدیدم بودم و به معنای واقعی کلمه پدرم درآمد. هندل‌کردن کارهای شرکت با همکاری‌های ساعتی و پروژه‌های فری‌لنسری و البته پروژه‌ی شخصی و صرف زمان با خانواده کل ۲۴ ساعت روزانه را پر می‌کرد (و می‌کند) و هیچ وقت آزادی برای نوشتن برایم باقی نگذاشت.

با تمام‌شدن کارهای خانه و حذف کارهای جانبی کم‌کم وقت‌های آزادی در زندگی روزمره‌ام بوجود آمد و هوس چندماهه برای یک تعطیلات و مسافرت به واقعیت نزدیک‌تر شد. در همین حوالی متوجه شدم نوبت واکسیناسیونم در ترکیه باز شده و دیگر جای وقفه وجود ندارد. تصمیم قطعی شد و برای امروز بلیط خریدم. دریافت نوبت واکسن و پرداخت عوارض خروج و تست PCR و خوداظهاری برای ورود به ترکیه کارهای دیگری بودند که در این زمان‌های خالی به‌وجود آمده انجام دادم و آماده شدم برای مسافرتی چندماهه.

اگر همه‌چیز درست پیش برود تصمیم دارم بعد از دریافت دوز اول در استانبول سری به ازمیر دوست‌داشتنی و البته آنکارای عزیز بزنم و خاطرات شیرینش را مرور کنم. ترابزون و دریاچه‌ی Uzungol هم مقصدهای بعدی‌ام هستند. البته اگر این هواپیما که می‌بینید سقوط نکند.

آراز غلامی
دوشنبه، ۱۴۰۰٫۰۴٫۱۴

چطور شاد و مفید زندگی کنیم؟ راهنمای عملی و قطعی شادی و بهره‌وری روزمره

عنوانش خیلی پر مدعاست مگر نه؟

مغز و بدن انسان بسیار پیچیده و شناخت آن بسیار سخت و زمان‌بر است. ولی نه برای انسان معاصر. ما می‌توانیم بر پایه‌ی دانش فعلی ورودی مناسب به مغز و بدنمان بدهیم و انتظار خروجی قطعی مورد انتظار را داشته باشیم. همین برای دستکاری جسمی و ذهنی برای رسیدن به هر هدفی کافی‌ست.

 امروزه ما می‌دانیم که لذت/شادی در مغز و بدنمان از ۴ چیز نشات می‌گیرد. سرتونین، دوپامین، اوکسی‌توسین و آندروفین. هر عمل و عکس‌العمل و هر اتفاقی که برای شما خوشایند است ابتدا به این ۴ چیز ترجمه‌شده سپس بدنتان با دریافت این‌ها احساس شادی می‌کند. پس اگر بتوانیم به شیوه‌ای سریع و قطعی این ۴ چیز را فراهم کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم چه هر نوع مقاومتی نسبت بهشان داشته باشیم چاره‌ای جز شادی نداریم. بله. به همین سادگی.

الف) سرتونین
این ماده ۹۰٪ از روده جذب می‌شود و ۱۰٪ ـش از مغز. سریع‌ترین راه دستیابی به آن مواد غذایی حاوی آن است.

مواد غذایی شامل سرتونین عبارت‌اند از: زردچوبه، ماهی تن (کنسروش نه، خودش) بعلت دارا بودن امگا۳ و ویتامین ب. آوکادو که گران است، بیخیال. موز، خرما و کرفس.
علاوه بر مواد غذایی، عشق و رابطه جنسی سالم و ورزش صبح‌گاهی و دوش سرد هم باعث تولید این ماده می‌شود.

سرتونین همزمان باعث کاهش استرس و افسردگی، بهبود کیفیت خواب و البته بهبود روابط اجتماعی و افزایش میل جنسی می‌شود. بله، این دوست‌مان یک‌تنه پاسخی به اکثر مشکلات بشریت است.

ب) دوپامین
این همان چیزی هست که بعد از دیدن طره‌ی طلایی دختری اکراینی به شما اراده‌ی حرکت به سمتش و ارائه پیشنهاد می‌دهد. سرخوشی، بهبود عملکرد اجتماعی، افزایش اطمینان و اعتماد به نفس از اثرات حضور دوپامین در بدن است. سریع‌ترین راه دستیابی به آن تمام‌کردن کارهاست. بله، در این مورد قبلا نوشته‌ام. تا جای ممکن هرچیزی که منتظر انجام‌شدن است را انجام دهید. موسیقی آرام و دوش سرد را هم فراموش نکنید.

ج) اوکسی‌توسین
این دوستمان بیشتر از چیزهای اجتماعی نشات می‌گیرد. حضور در جمع‌های درست و مفید (و نه کسخل‌های روانی و مسموم دوربرتان)، ارتباطات موثر، ورزشگاه و باشگاه از راهکارهای دسترسی سریع به این ماده است. عشق و رابطه جنسی سالم در این مورد هم کمکتان می‌کند.

د) آندروفین
دوش سرد، ورزش هوازی عصرگاهی، خنده و گریه اصلی‌ترین روش‌های تولید آندروفین هستند. عملکرد اصلی این ماده همان‌طور که از اسمش برمی‌آیند آرامش‌بخشی و تسکین دردهاست.

حالا که این چهار ماده و نحوه‌ی بدست‌آوردنشان را شناختیم به برنامه‌ای منظم و البته سالم نیاز داریم که احساس شادی و بهره‌وری نتیجه‌ی غیرقابل اجتناب آن باشد.

همین ابتدا باید بگویم باید چند چیز را از برنامه‌ی غذایی‌تان حذف کنید. شکر، نمک، آرد، برنج، نوشابه و هر گونه نوشیدنی حاوی شکر. هرگونه روغنی غیر از روغن زیتون اصل. چای در طول روز و قهوه هم آخر شب ممنوع.

لازم به گفتن نیست که سیگار، خبر، شبکه‌های اجتماعی و اطرافیان مخرب را قطعا و قطعا باید حذف کنید و استفاده از تلفن همراه را به حداقل برسانید. در صورت امکان وعده‌های غذایی‌تان را به ۴ تا ۶ وعده‌ی کم‌حجم تقسیم کنید.

بعد از خواب کافی و بدون حضور هرگونه نور (اعم از لامپ و نمایشگر گوشی و لپ‌تاپ‌تان) و صدا، ترجیحا صبح زود بیدار شوید. یک لیوان آب ولرم با چند قطره لیموی ترش میل کنید و از خانه بیرون بزنید و نیم ساعت بدوید یا (اگر به آن دسترسی دارید) کوهنوردی کنید. اگر امکان چنین کارهایی ندارید پنجره‌ها رو باز کنید و طناب بروید یا هر گونه ورزش خانگی که ضربان قلب‌تان را بالا ببرد.

در طول روز چیزی جز موسیقی لایت و بی‌کلام گوش ندهید.

بعد از ورزش یک دوش سرد وضعیت را بهتر می‌کند. پس از آن صبحانه‌ی بدون شکر و حاوی حداقل نان با عسل و خامه‌ی طبیعی انرژی لازم و کافی برای یک روز کامل را فراهم می‌کند. مصرف خرما، گردو و مولتی‌ویتامین (B و D) هم فراموش نشود.

در زمان ناهار هر چیزی غیر از سبزیجات و میوه و گوشت قرمز و سفید مخل برنامه خواهد شد. ترجیح این است که در روزهای ابتدایی صرفا ماهی و سبزیجات بخورید و بعدا نوع گوشت را تغییر دهید. یک واحد زینک هم بعد ناهار وضعیت را تثبیت خواهد کرد.

بعنوان میان‌وعده از نان کامل حاوی کره بادام‌زمینی و یا میوه و سبزیجاتی نظیر کرفس استفاده کنید.

تا جای ممکن اجازه ندهید ساعت شام از ۶ عصر بگذرد و چیزی جز غذاهای حاوی فیبر نخورید. سالاد با روغن زیتون ایده‌آل خواهد بود.

استرس و اضطراب هرچه ساخته‌اید و قصد ساختنش را دارید خراب خواهد کرد. استرس فکر کردن به آینده و اضطراب از فکر کردن به گذشته نشات می‌گیرد. تا جای ممکن از این دو پرهیز کنید. بغیر از درس‌هایی که از گذشته گرفته‌اید بقیه چیزها را فراموش کنید. با مشخص کردن برنامه‌ای منظم برای آینده خودخوری و نشخوار فکری برای آینده را هم از بین ببرید.

برنامه منظم حضور در باشگاه ورزشی در این مورد بسیار کمک‌تان خواهد کرد. بازی‌های فکری نظیر پازل، تماشای فیلم‌های غیر جنایی و استرس‌آور، حضور در جمع دوستانه‌ی مفید، پیاده‌روی هوازی و گوش کردن/خواندن کتاب‌های داستانی و غیرداستانی ذهن‌تان را آرام و مسیر را برای خوابی کامل و عمیق فراهم خواهد کرد.

به مرحله‌ی خواب می‌رسیم. یک دوش گرم بگیرید و یک لیوان شیر ولرم بخورید. بدون حضور گوشی‌تان به تخت ‌خواب بروید و چشمانتان را ببندید. اگر خواب‌تان نمی‌آید که احتمالش کم است، مدیتیشن بهترین راهکار است. بطور خیلی ساده: یک نفس عمیق بکشید و با تنفسی منظم به ورود و خروج نفس‌هایتان فکر کنید. شب بخیر.

آراز غلامی
سه شنبه، ۱۴۰۰٫۰۴٫۸

مینیمال (۱۲) با مسائل غیرقابل حل زندگی‌مان چه کنیم؟

فراموشی را یاد بگیرید. تنها راه Dealـکردن با مسائل غیرقابل حل، فراموش کردن آن‌هاست.

آراز غلامی
دوشنبه، ۱۴۰۰٫۰۱٫۹

چه‌طور از شر رابطه‌ی مخرب‌مان خلاص شویم؟

از آنجایی که من مذکر هستم، طرف مقابل نوشته مونث فرض شده، ولی بدیهست که بسیاری از این موارد شامل هر دو جنس و شامل هر نوع دیگری از روابط هم می‌شود.

بدانید و بفهمید که یک رابطه‌ی خوب چه مشخصاتی دارد. بدانید و بفهمید که رابطه برای داشتن حس خوب و اضافه‌کردن چیزی به زندگی شماست. اگر ذره‌ای خلاف این در رابطه‌تان را تجربه می‌کنید باید بپذیرید که وقت جدایی رسیده است. بپذیرید که وضعیت شما در این رابطه خاص نیست. بیشتر چیزهایی که زندگی میکنید قبلا توسط دیگران تجربه شداند.

تنها نمانید. نگذارید شخص مقابل روابط‌تان را از بین ببرد و شما را تنها کند. تنهایی باعث خودخوری و حفظ رابطه‌ی مخرب شما خواهد شد.
با کسی باشید که اقتضای سن‌اش را زندگی کرده است. نه کسی بزرگتر از سن‌اش و نه کسی کوچک‌تر از سن‌اش به درد رابطه‌ی مفید و سازنده نمی‌خورند. کسی که در شرف ۳۰ سالگی همچنان فتیش سوباسا و بازیگر و خواننده‌ی مشهور دارد نمی‌تواند شریک زندگی شما باشد.

به تهدیدها و ننه‌من‌غریبم‌بازی‌ها توجه نکنید. هیچ یکی از آن‌ها تبدیل به واقعیت نخواهند شد، حتی اگر طرف مقابل‌تان خودش را بکشد هم شما مسئولش نیستید. شما موسسه خیریه نیستید که تنها فرصت زندگی‌تان را به دیگری ببخشید چون «اگر نباشید خودش را می‌کشد.»

با ماندن در یک رابطه بد هم به خودتان بدی می‌کنید و هم به آن نفر بعدی که اجازه نمی‌دهید زودتر با شما آشنا شود و حس خوب متقابلی را باهم زندگی کنید.

اوکی توجهم رو جلب کردی. چطور جدا بشم که درد نکشم؟
– دلایل نارضایتی‌تان از رابطه را بنویسید.
– بپذیرید که هیچ راه دیگری وجود نداشت. مرد باشید و بپذیرید که هیچ راهی جز جدایی ندارید.
– از تنهایی نترسید. تنهایی بسیار هم شیرین هست اگر بلد باشید چطور از آن استفاده کنید. روزهایی را به یاد بیاورید که آن شخص نبود و چقدر زندگی شیرینی داشتید.
– حضور دوستان‌تان را دست کم نگیرید. با دوستان‌تان صحبت کنید. موارد مشابه را بررسی کنید.
– سعی نکنید قبل از جدایی چیزی را به آن شخص اثبات کنید. اینکه به شما ظلم کرده با رفتار اشتباهی داشته. آن شخص اگر اهمیتی به این چیزها می‌داد مطمئنا در همان ابتدا انجامشان نمی‌داد.
بدنبال انتقام و مبارزه نباشید. کشتی‌گرفتن با یک خوک تنها اثری که دارد کثیف‌شدن لباس‌هایتان هست. حتی اگر آن خوک را زمین بزنید کسی بابت زمین‌زدنش شما را تشویق نخواهد کرد.
– رابطه را با قاطعیت و بدون هیچ توضیحی تمام کنید. فرصت دفاع ندهید.
– تاکیدن و مطلقا تمامی راه‌های ارتباطی را ببندید. هم برای آن شخص هم برای خودتان. کوچک‌ترین تماس و ارتباط کافی‌ست که همه‌چیز از هم بپاشد و دوباره بشوید برده‌ی آن رابطه. هیچ راهی مطلقا هیچ راهی برای ارتباط مجدد باز نگذارید. از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا اسمس و ایمیل هرکدام می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار مجدد از طرف آن شخص شود. ممکن است آن شخص پیش‌بینی کند که شما پروفایل‌های مجازی‌اش را چک می‌کنید و در آن پیام‌های تحریک‌کننده برای شما بنویسد. دم به تله ندهید. راه رهایی از آپاندیس چیزی جز عمل جراحی و کندنش نیست.

جدا شدم. الان چه کنم؟
قاعدتا اگر مواردی که گفتم را بطور کامل رعایت کنید احساس خلائی نخواهید داشت. ولی اگر به هردلیل همچنان حس خلا/ناراحتی/بی‌تابی دارید انجام این‌کارها کمک‌تان می‌کند:
– خودتان را در یک رابطه‌ی ایده‌آل با یک شخص ایده‌آل را تصور کنید.
– عزاداری نکنید. موسیقی خوب گوش کنید. کله‌ی پدر شجریان و نشت ارتاش و هرکسی که برای عشق التماس و عزاداری می‌کند.
– طرف مقابل‌تان همانطور که با تحقیرهای مخفیانه تا این لحظه شما را در رابطه نگه داشته‌است بعد از این هم با تحقیرهای آشکار همین تلاش را خواهد کرد. بدانید که شما با ارزش هستید. این را هزار بار به خودتان یادآوری کنید. حتی اگر چلاغ بی‌ریخت و زشت باشید. دنبال نفر درست باشید. لیاقت این را دارید که با بهترین شخص باشید و از اعماق وجود دوست بدارید و دوست داشته‌شوید.
– بپذیرید که هیچ انسانی، تاکیدن هیچ انسانی مقدس نیست و ارزش صرف گران‌بهاترین لحظات عمر و باارزش‌ترین احساسات شما را ندارد مگرآنکه به شما آرامش و حس خوب ارائه کند.
– بپذیرید که اگر در سوراخ دیوار فرو کنید بهتر هست تا اینکه عمر و سلامتی روح و روان و جسم‌تان را فدای یک رابطه‌ی مخرب و مسموم کنید.
– از هرجایی که ممکن است اثری از آن شخص باشد (مثل شبکه‌های اجتماعی) دوری کنید.  
– دلایل نارضایتی از رابطه‌تان را که نوشته بودید روزی ۴۸۶ بار (و نه کمتر) بخوانید.

اینطوری که تو راحت نوشتی نیست. دارم درد می‌کشم
سخت هست، بیشتر مردم از پسش بر نمی‌آیند. با یک تخمین سرانگشتی می‌توانم بگویم هرکسی که در رابطه هست و هرکسی که جدا شده با همین مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند. به عبارت دیگر، در هر رابطه‌ای یک نفر ابیوزر هست و یک نفر قربانی تحمل‌کننده. یکی با دوز شدید و دیگری با دوز کمتری. برای اثباتش کافی‌ست کمی به دوربرتان توجه کنید. روزهای عذاب‌آور حضورتان در رابطه را بیاد بیاورید. به خودتان فرصت دهید. انسان به هرچیزی عادت می‌کند. به فرصت‌های جدیدی که در انتظارتان هستند فکر کنید. به روزی فکر کنید که به این رابطه نگاه می‌کنید و پوزخندی ناشی از تهوع می‌زنید.

همچنان دارم درد می‌کشم
سری به دادگاه خانواده بزنید و با کسانی که در سالن منتظر هستند صحبت کنید. خودتان می‌فهمید چه لطفی به خودتان کرده‌اید.

ولی اون خوشحاله الان.
بپذیرید که ممکن است آن شخص بعد از شما خوشحال‌تر یا ناراحت‌تر شود. مهم نیست. مهم شمائید و حس مزخرفی که در حین رابطه داشتید. شما دیگر به‌نفع/به‌ضد احساس دیگری کار نمی‌کنید. کارهای بعدی شما برای خودتان و برای بهبود وضعیت خودتان هست. تمامی تلاش‌تان را بکنید که به آن شخص فکر نکنید. دوربرتان را پر کنید با دوستان و آشنایانتان و کارهایی که برای خودتان انجام می‌دهید. یاد بگیرید که فراموش کنید چون تنها راه‌حل شماست.

ترجیح می‌دهم مبارزه کنم و همه‌چیز را درست کنم.
موفق باشید.

چرا این‌طور می‌شود؟
طبیعت زندگی همین بوده و هست. شاید بی‌ربط به غرایض نباشد. تمدن و زندگی مدرن نمی‌تواند این غرایض را تغییر دهد. اگر کسی را پیدا کردید که بر خلاف غرایضش عمل می‌کند سلام من را بهش برسانید.

مواظب باشید. شما هبچ‌گاه در مقابل این نوع از رابطه‌ها مصون نخواهید شد. گنده‌لات‌تان من بودم که ۹ ماه بعد از جدایی از چنین رابطه‌ای باز هم درگیر رابطه‌ای مشابه شدم.

چطور مواظب باشم؟
رابطه خوب نه با هیجان لحظه‌ای و نه با عکس‌های لخت و نه با احساسات شدید شروع می‌شود. رابطه‌ی خوب رابطه‌ایست که دو شخص بالغ و عاقل و هم‌مسیر در آن برای رسیدن به یک حس خوب مشترک حضور دارند. این نوع از رابطه‌ها حداقل ۶ ماه شناخت نیاز دارند تا بشود اسم‌شان را رابطه گذاشت. کوچک‌ترین احساس منفی در طول این ۶ ماه می‌تواند سرنخ شما باشد که آیا آن هم تبدیل به رابطه‌ی فعلی خواهد شد یا نه. به نشانه‌ها (و البته تلاش‌ها برای مخفی‌کردن نشانه‌ها) توجه کنید.

اگر فکر می‌کنید شرایط شما در قالب نوشته‌ی فوق قرار نمی‌گیرد یا بهردلیلی نیاز به کمک دارید با من تماس بگیرید. من آماده‌ام که تا هرجای ممکن به هرکسی که چنین مشکلی دارد کمک کنم.

آراز غلامی
پنجشنبه، ۱۴۰۰٫۰۱٫۵

چطور مقاله انگلیسی بنویسیم؟

چه برای انتشار افکار و عقاید و چه برای ساخت رزومه و چه دلایل دیگر، انتشار مقاله به انگلیسی می‌تواند نتایج بسیار مثبتی داشته باشد. اما مانع اصلی اینجاست که بیشتر اوقات به هر دلیلی دست به قلم نمی‌رود. برای این مانع یک راهکار خیلی سریع دارم که می‌تواند کارتان را راه بیاندازد.

قدم اول: هرچیزی که می‌خواهید بنویسید را به زبان اول‌تان بنویسید.

قدم دوم: با استفاده از گوگل ترنسلیت ترجمه‌اش کنید.

قدم سوم: با ابزار Wordtune شیوه نگارش و جمله‌بندی‌اش را اصلاح کنید.

همین. نتیجه تجربه‌تان را با من هم شریک شوید 🙂 

آراز غلامی
سه شنبه، ۱۳۹۹٫۱۲٫۵
Nazar Amulet