English RSS

آراز غلامی

در ستایش حقیقت

Gallery iPhone Coffee Cup

در انتظار بشارت نیچه

شنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۷

از وبلاگ به کانال، از کانال به دایره دوستان، از دایره دوستان به دفتر یادداشت و بعد از گم‌شدن دفتر یادداشت کار به‌جایی رسید که یه کانال تک‌نفره شده محرم اسرار.

چنین گفت نیچه که چنین گفت زرتشت،‌ زندگی، انسان و زمین انسان، هنوز به آخر نرسیده و تمام کشف نشده است. برخیزید و گوش فرا دهید، ای تنهایان، از جانب آینده بادهایی با بال‌زدن‌های پنهان می‌آید و گوش‌های حساس را مژده هاست. ای تنهایان امروز، شما خروج‌کردگان‌، خود روزی قومی خواهید شد و از میان شما، که خود را برگزیده‌اید ، قومی گزیده بر خواهد خواست و از میان آن «ابرانسان».
براستی؛ زمین شفا خانه‌ای خواهد شد. هم اکنون به گردش بخوری تازه پراکنده است؛ بخوری شفا بخش… و امیدی تازه.

بنظرم با خوندن تاریخچه جنبش‌های مدنی حتی تو پیشرفته‌ترین کشورها هم میشه فهمید این دنیا هنوز خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنیم جای کار داره. خیلی از آزادی‌ها و حقوقی که کاملا بدیهی بنظر میان سابقه‌ای در حد ۳۰-۴۰ سال دارن. برای مثال: این صفحه ویکی‌پدیا رو بخونید.

دشت اورتیکا

چهارشنبه، ۹ مهر ۱۳۹۳

زندگی رو مثال یه دشت اورتیکا (گیاهی تیغ‌دار) درنظر بگیرید، ما با تولدمون تو این‌طرف دشت وارد بازی میشیم و قراره در طول زندگی‌مون به اون‌طرف دشت برسیم.
اتفاقی که برامون میافته دو حالت بیشتر نداره، یا باهاشون برخورد می‌کنیم یا نمی‌کنیم. اون‌هایی که برخورد نمی‌کنن بدون مشکل خاصی به انتهای دشت می‌رسن و تمام. جبر جغرافیایی.
اما کسانی که با اورتیکاها برخورد می‌کنن، درد شدیدی وجودشون رو فرا میگیره، راه‌حل اول خاروندن جای زخمه، راه دوم بریدن جای زخم، راه سوم بریدن کل اون عضو و الخ، ولی اون زخم نه تنها از بین نمیره بلکه لحظه به لحظه به شدت درد افزوده میشه.
این افراد به چند گروه تقسیم می‌شن:
کسانی که هیچ‌ایده‌ای برای رفع درد ندارن، تا آخر مسیر با اون درد می‌رن و شاید زخم رو بزرگتر کنن و بیشتر عذاب بکشن.
کسانی که ترجیح می‌دن بجای رفع اون زخم، با یه پماد ضددرد تا آخر مسیر برن.
یه عده‌ی دیگه، نه از پماد استفاده می‌کنن، نه درد رو تحمل می‌کنن، بلکه با اون درد زندگی می‌کنن، چه بسا ازش لذت می‌برن. اگه احساس نیاز کنن اون زحم رو بزرگتر می‌کنن و بالعکس.
این آدم‌ها شگفت‌انگیزن.

او با لمس اولین زخم‌هایش، دردمند می‌شود، اما درمانی که فلسفه ارائه میکند، جز خاراندن زخم، و بیشتر کردن خونریزی و التهاب نیست. زخمش را عمیق تر میجورد، مدام در این مداقه می‌کند، انقدر زخمش را میکاود، تا زخم تبدیل به مغاک میشود. این مغاک اما چاه ویل است، غلطیدن به درون این چاه همانا، و درد بیشتر همانا.
– نیچه

برچسب‌ها: ، ،

ایستگاه آخر

پنجشنبه، ۳۱ شهریور ۱۳۹۰

تفکر تا یه‌جایی راحت هست. جایی که کسی قبل از تو فکر کرده و تو صرفا به افکار اون فکر می‌کنی. ولی بعضی وقتا می‌رسی به یه جایی که کسی قبل از تو در اون موضوع فکر نکرده. یا اگه فکر کرده هم به نتیجه‌ای نرسیده. اونجایی که می‌فهمی تنهایی، هیچ‌کسی نیست که ازش کمک بگیری. شبیه وقتی که رو قله‌ی کوه وایستادی ولی بازم می‌خوای بری بالاتر.

ندانی که همگان را به چه کس از همه بیش نیاز است؟ به آن کس که فرمان به کارهای بزرگ دهد. به انجام رساندن کارهای بزرگ دشوار است. اما دشوارتر از آن، فرمان دادن به کارهای بزرگ است. نابخشودنی‌ترین چیز در تو این است که قدرت داری و فرمان نمی خواهی راند.
– نیچه

 

 

برچسب‌ها:
Nazar Amulet